حمید یزدانیان دبیرکل نوآوران

جنگ‌ها علاوه بر خسارت‌های انسانی، اقتصادی و زیرساختی، یک پیام روشن نیز برای ملت‌ها دارند: منابع محدودتر از آن هستند که بتوان آنها را در ساختارهای پرهزینه، موازی و کم‌بازده هدر داد. بسیاری از کشورهایی که دوران جنگ یا بحران‌های بزرگ را پشت سر گذاشته‌اند، بازسازی را تنها به ترمیم ساختمان‌ها و زیرساخت‌ها محدود نکرده‌اند، بلکه اصلاح ساختار حکمرانی و چابک‌سازی دولت را در اولویت قرار داده‌اند.

امروز ایران نیز در آستانه یک انتخاب مهم قرار دارد. آیا می‌خواهیم با همان ساختارهای پیچیده، متداخل و پرهزینه گذشته مسیر توسعه را ادامه دهیم یا از این مقطع برای یک جراحی بزرگ اداری و نهادی بهره ببریم؟

سال‌هاست که در اسناد بالادستی کشور از جمله سیاست‌های کلی نظام اداری، سیاست‌های کلی اصل ۴۴ قانون اساسی و همچنین برنامه هفتم توسعه، بر کوچک‌سازی دولت، افزایش بهره‌وری، حذف موازی‌کاری‌ها و تمرکز بر مأموریت‌های اصلی تأکید شده است. با این حال هنوز در بخش‌هایی از نظام حکمرانی کشور، ساختارهای متعدد با مأموریت‌های مشابه فعالیت می‌کنند که بخشی از منابع ملی را به خود اختصاص داده‌اند.

در شرایط پس از جنگ، ضروری است یک «نهضت ملی بازآرایی ساختار حکمرانی» شکل گیرد؛ نهضتی که هدف آن کاهش تعداد سازمان‌ها، حذف تشکیلات موازی، ادغام ساختارهای هم‌پوشان و افزایش سرعت تصمیم‌گیری باشد.

در این چارچوب می‌توان برخی ایده‌های اصلاحی را مورد بررسی کارشناسی قرار داد:

۱- تشکیل وزارت آموزش با تجمیع سه وزارتخانه آموزش و پرورش، علوم ، تحقیقات و فناوری، بهداشت، درمان و آموزش پزشکی و ایجاد یک نظام سیاست‌گذاری یکپارچه از مدرسه تا دانشگاه، می‌توان بخشی از موازی‌کاری‌های موجود میان بخش‌های مختلف آموزشی را کاهش داد و برنامه‌ریزی سرمایه انسانی کشور را منسجم‌تر کرد.

۲- تشکیل وزارت تولید با ادغام دو وزارتخانه جهاد کشاورزی و صمت با توجه به اینکه تولید کشاورزی و صنعتی دو بال اصلی اقتصاد ملی هستند. یکپارچه‌سازی سیاست‌های تولیدی می‌تواند زنجیره ارزش از مزرعه تا کارخانه و صادرات را هماهنگ‌تر و کارآمدتر سازد.

۳- تشکیل وزارت انرژی با ادغام دو وزارتخانه نفت و نیرو و ایجاد هماهنگی بیشتر میان حوزه‌های نفت، گاز، برق و انرژی‌های نو، سال‌هاست در محافل کارشناسی مطرح است و می‌تواند از پراکندگی تصمیمات جلوگیری کند.

۴- بازنگری در ساختار نیروهای مسلح با توجه به اینکه در بسیاری از کشورهای جهان، مأموریت‌های دفاعی، امنیتی و پشتیبانی به صورت مستمر مورد بازآرایی قرار می‌گیرد تا از هزینه‌های اضافی و تداخل مأموریت‌ها جلوگیری شود. در ایران نیز افزایش هماهنگی، یکپارچه‌سازی سامانه‌های پشتیبانی و حذف تشکیلات موازی نیروهای مسلح می‌تواند مورد مطالعه قرار گیرد.

۵- ادغام نهادهای اطلاعاتی موازی و تعیین دقیق مأموریت‌ها، حذف همپوشانی‌ها، اشتراک اطلاعات و افزایش پاسخگویی تا منابع کشور صرف رقابت‌های سازمانی نشود و غافلگیری های استراتژیک مانند آنچه در دو جنگ اخیر صورت گرفت، رخ ندهد

۶- ادغام نهادهای حمایتی کمیته امداد ، بهزیستی و…

۷- ادغام هلدینگ های با ماموریت مشابه در صندوق های بازنشستگی، بانک ها و بنیادها

البته مقصود از این پیشنهادها، تصمیم‌گیری شتاب‌زده یا نادیده گرفتن ملاحظات تخصصی نیست. هرگونه اصلاح ساختاری باید بر پایه مطالعات کارشناسی، بررسی تجارب بین‌المللی و اجماع ملی انجام شود. اما آنچه مسلم است، کشور پس از جنگ بیش از هر زمان دیگری به چابکی، انسجام و بهره‌وری نیاز دارد.

امروز توسعه اقتصادی تنها با تزریق منابع مالی محقق نمی‌شود. آنچه کشور را به رشد پایدار می‌رساند، حکمرانی کارآمد، تصمیم‌گیری سریع، پاسخگویی روشن و ساختارهای چابک است. اگر بتوانیم از این مقطع تاریخی برای اصلاح ساختارهای موازی و کاهش هزینه‌های حکمرانی استفاده کنیم، بخش مهمی از منابع آزادشده می‌تواند به سمت تولید، اشتغال، فناوری و رفاه مردم هدایت شود.

بازسازی ایران تنها بازسازی پل‌ها، جاده‌ها و ساختمان‌ها نیست؛ بازسازی واقعی از اصلاح ساختارها آغاز می‌شود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

;