علی غلامی ؛ رئیس کارگروه آموزش نوآوران
🔍بازنگری در ساختار سنجش و پذیرش کنکور ۱۴۰۵ :
📌از رقابت فرسایشی به ارزیابی جامع
(تحلیلی بر اساس شواهد علمی و تجارب بینالمللی)
🔺در دنیای مدرن، نظامهای آموزشی برای ارزیابی استعداد دانشآموزان از مدلهای مبتنی بر «سنجش مستمر» (Continuous Assessment) به جای «آزمونهای متمرکزِ یکمرحلهای» بهره میبرند.
🔻در شرایطی که دانشآموزان ما تحت تأثیر فرسایش یادگیری ناشی از نوسانات سالهای ۱۴۰۴-۱۴۰۵ و فشارهای روانی محیطی هستند، بازنگری در ساختار «کنکور» نه یک انتخاب، بلکه ضرورتی برای حفظ سلامت روان و عدالت آموزشی است.
🔘 ساحت پژوهشی ؛
۱. مبانی علمی و استنادات پژوهشی
پژوهشهای اخیر در حوزه علوم تربیتی نشان میدهد که اتکای بیش از حد به آزمونهای استانداردِ بزرگمقیاس (High-Stakes Testing)، اثرات مخربی بر کیفیت یادگیری دارد.
🔸فرسایش شناختی و استرس: مقالهای در نشریه Educational Psychology Review (تألیف K. H. M. Luthar et al. در حوزه سلامت روان دانشآموزان با عملکرد بالا) نشان میدهد که فشارهای ناشی از آزمونهای سرنوشتساز، منجر به «خستگی عاطفی» و کاهش کارکردهای اجرایی مغز (نظیر تمرکز و حل مسئله) میشود.
🔸در سالهای اخیر، دانشآموزان ما به دلیل شرایط جنگی و اجتماعی، با «اضطراب محیطی» دست و پنجه نرم میکنند که در ترکیب با «اضطراب کنکور»، ظرفیت تابآوری آنها را به حداقل رسانده است.
🔻شکست مدل تکمرحلهای: مطالعهای در Journal of Educational Measurement تأکید میکند که سنجشهای تکمرحلهای (مانند کنکور فعلی ایران) قادر به پیشبینی موفقیت در زندگی حرفهای یا دانشگاهی نیستند، زیرا این آزمونها «هوش هیجانی» و «تفکر انتقادی» را نادیده میگیرند.
۲. تجارب جهانی: جایگزینی “کنکور” با “سوابق عملکردی”
🔸بررسی نظامهای آموزشی نشان میدهد که کشورهای موفق، مسیرهای چندگانهای برای ورود به دانشگاه تعریف کردهاند:
🔹الگوی ارزیابی جامع (ایالات متحده و کانادا):
در این کشورها، سازمان واحدی مانند «کنکور» وجود ندارد. پذیرش مبتنی بر Holistic Review (بررسی همهجانبه) است که
شامل:
🔸GPA (معدل دروس تخصصی): عملکرد ۴ ساله دبیرستان.
🔸آزمونهای استانداردِ منعطف (مثل SAT/ACT): که دانشآموز چندین بار در سال امکان شرکت در آن را دارد.
🔸پرتفولیو (Portfolio): فعالیتهای علمی، پروژههای تحقیقاتی و خدمات اجتماعی.
🔸توصیهنامهها و مقالات شخصی (Personal Essays): که شخصیت و انگیزه دانشآموز را نشان میدهد.
🔸الگوی آزمونهای متمرکزِ غیررقابتی (فنلاند و آلمان):
در آلمان، Abitur بر اساس نمرات کلاسهای سال آخر و امتحانات نهایی مدرسه است. تمرکز بر درک عمیق دروس است نه تستزنی.
🔸در فنلاند، سیستم آموزشی به جای رقابت، بر “اعتماد به معلمان” استوار است. امتحانات نهایی متمرکز (Matriculation Examination) تنها ابزار سنجش نیستند و نتایج در کنار عملکرد مستمر سالانه وزندهی میشوند.
🔸الگوهای منطقهای (ترکیه و کشورهای خلیج فارس):
ترکیه با آزمون YKS شباهتهایی به سیستم ایران دارد، اما در سالهای اخیر به شدت در حال اصلاح آن به سمت تأثیر بیشتر سوابق تحصیلی است تا از فشارِ یک روز خاص بکاهد.
🔸کشورهای توسعهیافته منطقه (نظیر قطر و امارات) به سرعت به سمت پذیرش دانشجو بر اساس استانداردهای بینالمللی (IB یا A-Level) حرکت کردهاند که در آن، سنجشِ تواناییِ «استدلال» و «تفکر خلاق» اولویت دارد، نه سرعت در پاسخ به گزینهها.
۳. پیشنهاد ساختاری برای نظام آموزشی ایران
🔹با توجه به استدلالهای بالا، پیشنهاد میگردد نظام آموزشی ایران گذار تدریجی اما قاطع به سمت مدلی ترکیبی داشته باشد:
🔸حذف تدریجی “تستزنی” به عنوان تنها شاخص ورود: انتقال وزن از آزمونهای تستی به امتحانات تشریحیِ استاندارد شده در طول سه سال دوره دوم متوسطه.
🔸استقرار نظام ارزیابی چندمتغیره: ایجاد بانک اطلاعاتی از توانمندیهای دانشآموز (شامل مهارتهای نرم، پروژههای علمی، نمرات دروس تخصصی).
🔸کاهش ریسک محیطی: افزایش تعداد دفعات برگزاری آزمونها در سال (مشابه سیستمهای بینالمللی) تا استرس ناشی از “یک فرصت در سال” (Single-Shot Stress) حذف شود.
🔷سخن پایانی:
🔸ما در شرایطی هستیم که فرزندانمان نیاز دارند “یاد بگیرند چگونه فکر کنند”، نه اینکه “چگونه سریعتر تست بزنند”. علم روانشناسی تربیتی به ما میگوید که تابآوریِ خانواده و دانشآموز، تنها زمانی افزایش مییابد که فرآیند سنجش، “عادلانه”، “مستمر” و “کمتنش” باشد. وقت آن رسیده است که با بهرهگیری از مدلهای موفق جهانی و بومیسازی آنها، فشار را از روی دوش خانوادهها برداریم و به جای تولید “تستزن”، “متفکر” تربیت کنیم.
با احترام
علی غلامی
رئیس کارگروه آموزش حزب نوآوران





