پرویز دولت آبادی ، کارگروه ایرانیان خارج از کشور حزب نوآوران

سالهاست که کشور در معرض تورم بوده است. از طرفی حمله نظامی به کشور پیش‌بینی شده بود. در بعد نظامی مخصوصا تهاجمی سالها برنامه ریزی شده در حالیکه در بعد دفاعی ظاهرا اقدام مهمی انحام نشده است.
از طرفی بعد نفوذ اطلاعاتی و مخصوصا عملیاتی نیز ظاهرا نادیده مانده است. عملیات نفوذی شامل دادن رتبه های مدیریتی و تصمیم گیری در کشور، هماهنگ نمودن تخلفات در ادارات، ایجاد شبکه فساد، اعمال قوانین نادیده گرفته شده و سطحی در شرایط آنی برای ایجاد نارضایتی عمومی و کارشکنی‌های معمولی می باشد.
در بعد اقتصادی کشور بصورت یکطرفه تحت فشار بوده است. در حالیکه تمام نشانه ها بطور آشکار بیانگر این بود که فشارها کم کم تاثیر می گذاشتند و یکی از نشانه های بارز قیمت ارز و تورم بود. متاسفانه اقتصاد و تصمیمات کلان مثل قطار سنگین است که حتی اگر لوکوموتیو آن از کار بیافتد مدتها طول می کشد تا متوقف شود و لذا آن تصمیمات چشم بینا می خواهد که دارای حکمت بوده و آینده نگر باشد.
تحریم یک طرفه بطور مرتب به اقتصاد ضربه می زند و هیچ ضرری به تحریم کننده نمی زند. لذا آنرا تا ابد ادامه می دهد در حالیکه تحریم شونده هر روز ضعیفتر می شود.
متاسفانه تحریم‌ها از این دریچه نظارة نشده است و به اشتباه تصور شده که با مقاومت و مرور زمان مشکلات حل می شود. این وقتی صدق می کند که طرف مقابل بخاطر انجام تحریم تیز ضربه هایی بخورد. راه ترکیبی نیز این است که در زمان تحریم برنامه هایی اعمال شود که کلا تحریم‌ها را بی اثر کند.
متاسفانه هیچکدام از دو مورد انجام نشده است. دور زدن نسبی تحریم‌ها اثر بخش نبودند تورم و قیمت ارز اثبات این امر است. کاستن اثر تحریم فقط رسیدن به اهداف تحریم کننده را عقب می اندازد ولی در نهایت به آن می رسد چرا که تا زمانی که جلوی خون‌ریزی بطور کامل گرفته نشود در نهایت انسان می میرد.
برای خروج از این چرخه راه های جدید و افکار جدید لازم است وگرنه کم کم به پرتگاه می رسیم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

;