فرهاد بیاشاد_عضو شورای مرکزی

۲۷ میلیون خانوار
۳۰ میلیون سند مسکونی
۷ میلیون نفر مستأجر
۵ میلیون بی‌خانمان و خانه به دوش

تهوع آور ترین تابلوی نشان دهنده فقدان مدیریت و نظارت در بخش مسکن :

بازار مسکن امروز دیگر یک بازار طبیعی نیست؛ یک بازار رها شده است.

قیمتی که امروز برای آپارتمان‌ها اعلام می‌شود هیچ تناسبی با واقعیت هزینه ساخت ندارد.

طبق اعلام سازمان نظام مهندسی ، با همه گرانی‌هایی که در سال‌های اخیر در مصالح ساختمانی اتفاق افتاده، هزینه ساخت مسکن در بسیاری از شهرها به طور متوسط متری حدود ۴۵ میلیون تومان است.

اما همان واحدها با قیمت‌هایی در حد متری یک و نیم تا دو میلیارد تومان عرضه می‌شوند.

این فاصله نجومی فقط یک معنا دارد: بازار مسکن از کنترل خارج شده است.
به عبارت دیگر کلا دولت در بخش مسکن کوچکترین نظارت و حضوری ندارد !!!!

وقتی فاصله میان هزینه ساخت و قیمت فروش ده‌ها برابر می‌شود، دیگر نمی‌توان آن را به تورم مصالح یا هزینه زمین تقلیل داد.

اینجا پای یک ساختار معیوب در میان است؛ ساختاری که در آن دلالی، سوداگری و قیمت‌سازی جای منطق اقتصادی را گرفته است.

در چنین بازاری کسانی که هیچ نقشی در تولید مسکن ندارند، تبدیل به بازیگران اصلی تعیین قیمت می‌شوند.

این وضعیت نتیجه یک نگاه اقتصادی خاص هم هست؛ همان نسخه‌ای که سال‌ها توسط طرفداران اقتصاد رها شده تبلیغ شده است ، نسخه بچه های شیکاگو در بخش مسکن .

همان منطق معروف که می‌گوید بازار را آزاد بگذارید تا خودش همه چیز را تنظیم کند.

نتیجه این نسخه در بازار مسکن روشن است: قیمت‌ها افسارگسیخته بالا می‌رود، سوداگری تشویق می‌شود و نیاز اولیه مردم تبدیل به ابزار سرمایه‌گذاری می‌شود.

مسکن نباید میدان بازی سرمایه‌های سرگردان باشد.

خانه قرار است سرپناه باشد، نه صندوق حفظ ارزش پول و نه ابزار سودآوری.

وقتی مسکن به دارایی سرمایه‌ای تبدیل می‌شود، طبیعی است که قیمت آن دیگر با توان خرید مردم سنجیده نشود؛ بلکه با عطش سود سنجیده شود.

دلال‌ها در چنین فضایی به موتور التهاب بازار تبدیل می‌شوند. آنها تولید نمی‌کنند، اما قیمت‌ها را جابه‌جا می‌کنند.
با هر معامله صوری، با هر موج‌سازی قیمتی و با هر بازی روانی در بازار، فاصله میان قیمت واقعی و قیمت اعلامی را بیشتر می‌کنند.
نتیجه این چرخه همان چیزی است که امروز می‌بینیم:
خانه برای مردم عادی دست‌نیافتنی‌تر از همیشه شده است.
بازاری که در آن مسکن از یک نیاز انسانی به ابزار سوداگری تبدیل شود، دیر یا زود به بحران اجتماعی و اقتصادی ختم می‌شود.

تا زمانی که مسکن از بازار سرمایه‌گذاری خارج نشود و دوباره به جایگاه طبیعی خود یعنی سرپناه برنگردد، این چرخه معیوب همچنان ادامه خواهد داشت و هر روز فاصله میان قیمت خانه و توان خرید مردم عمیق‌تر خواهد شد.

اقای پزشکیان ، پس از نماز صبح،  قبل از طلوع آفتاب چرخی در تهران خلوت بزنید
انبوه کارتن خوابها و مردمی که در ایستگاه‌های اتوبوس و کنار جوی آب با پتوهای مندرس و پاره خوابیده اند حتما اشک را بر چشمان شما جاری خواهد کرد

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

;