حسن خسروی عضو شورای مرکزی حزب نوآوران
میلتون فریدمن ، اقتصاد دان معروف آمریکایی ( متولد 1912- متوفی 2006 میلادی ) و برنده جایزه نوبل اقتصاد و از افراد تأثیر گذار در مکتب اقتصادی شیکاگو ، در سال 1962 یعنی حدود 64 سال پیش با کتاب “” سرمایه داری و آزادی “”، مفهوم اقتصاد را بیشتر به متن زندگی مردم آورد. یک پیام مهم کتاب این است که آزادی اقتصادی، پیش شرط آزادی فردی و سیاسی است. به زعم فریدمن ، بازار آزاد و مالکیت خصوصی و دخالت محدود دولت باید در اقتصاد حکمفرما باشد تا بتوان در شکوفایی اقتصادی و توسعه موفق بود.
اگر چه در قانون اساسی ایران، اقتصاد کشور حول سه محور دولتی، خصوصی و تعاونی تقسیم بندی و پایه ریزی شده است اما اکنون با وجود رکود تورمی و افسارگسیختگی در انواع بازارهای ارز، طلا، سرمایه، خودرو، مسکن و… شاهد آن هستیم که نه دولت ها در طول چهل سال گذشته در انجام وظایف اساسی خود در حوزه اقتصاد درست عمل کرده اند و نه بخش خصوصی فرصتی برای ظهور و بروز پیدا کرده و نه بخش تعاونی توانسته است که سفره مردم و ذینفعان خود را رنگین تر نماید. هر چند دولتها همواره در حرف ، حامی بخش خصوصی و تعاونی بوده اند اما عملکرد آنها نشان داده که هیچ گاه حاضر نبوده اند آنطور که باید و شاید از تصدی گری به تسهیلگری کوچ نمایند. تجربه تلخ و ناقص و ناموفق خصوصی سازی با آن همه قوانین و مقررات وضع شده و هیاهوهای رسانه ای ، حقیقتا ، نه منجر به مردمی سازی اقتصاد شد و نه دخالتها و امر و نهی های دولتی را کاهش داد. بهانه همه دولتها هم در ناکامیهای اقتصادی ، کلید واژه “” دشمن، جنگ، تحریم و… “” بوده است؟!؟
حقیقت آن است که مردم از سیاستهای پولی و سیاستهای مالی بانک مرکزی بدلیل دور شدن این نهاد حرفه ای و تخصصی که باید کاملا مستقل و بر مدار عقلانیت و علم و منطق ریاضی و فارغ از هرگونه اعمال سلیقه های شخصی و حزبی و جناحی عمل نماید، خسته و ناامید و دچار ناامنی هستند. رفتارهای غلط، هیجانی، مقطعی و غیر کارشناسی دولتمردان اقتصادی جامعه ، بجای تأمین و تثبیت رفاه و آرامش و اطمینان برای مردم ، آنها را عموما مجبور نموده تا برای جلوگیری از نابود شدن دارایی و سرمایه و پس انداز خویش ، رو به سوی دلالی و واسطه گری و سفته بازیهایی آورند که اغلب بدلیل تکانه های شدید ناشی از شرایط عدم اطمینان در اقتصاد و بازار، دچار ضرر و زیان مضاعف میگردند و چون سیستم شفافیت و پاسخگویی لازم و کافی هوشمندی هم وجود ندارد فلذا مردم در این میان، از هرگونه راهکار و راه حلی برای جبران مافات بی بهره اند.
امروز اقتصاد ایران ، به معنای واقعی ، نه اقتصاد اسلامی است و نه اقتصاد مبتنی بر بازار آزاد.
زیرا اگر بخواهیم به نسخه و توصیه میلتون فریدمن مبنی بر اقتصاد بازار آزاد عمل کنیم متهم میشویم به تفکر لیبرالیسمی و سرمایه داری و از این دست برچسبها و اگر بخواهیم اقتصاد اسلامی را آنگونه که شرع مقدس اسلام تعیین و تبیین کرده است پیاده سازی نماییم نیز با چالش های اقتصاد بین الملل و روابط خارجی و دیپلماسی اقتصادی که از این اصول و قواعد تبعیت نمیکنند روبرو هستیم که خروجی نهایی آن برای مردم ، آب و نان نمیشود. کما اینکه هر دولتی که در طول بعد از انقلاب اسلامی ایران بر سر کار آمده ، نتوانسته به مفهوم واقعی موفق به کاهش فقر و محرومیت و فاصله طبقاتی بشود که جزو آرمانها و اهداف و شعارهای اصلی آن بوده است.
بنابراین، برای تأمین منفعت عامه ، لازم و ضروری است که کلاه خویش را قاضی کرده و تکلیف خود را با اقتصاد اسلامی یا اقتصاد بازار آزاد روشن نماییم چون شتر سواری دولا دولا نمیشود ؟!؟





