🖌علی هاشمی مدرس دانشگاه

▫️به نام خدای وحدت و حقیقت

🔹ایران امروز در شرایطی قرار دارد که بیش از هر زمان به انسجام ملی، آرامش و اعتماد عمومی نیازمند است. در چنین شرایطی، هر سخنی که جامعه را به نفرت، خشونت و دشمنی داخلی بکشاند، فقط یک «اظهارنظر شخصی» نیست؛ می‌تواند به سرمایه اجتماعی و امنیت ملی آسیب بزند.
قرآن صریح‌ترین هشدار را درباره تفرقه داده است:
««وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعًا وَلَا تَفَرَّقُوا»
همگی به ریسمان خدا چنگ زنید و پراکنده نشوید.
(آل‌عمران، ۱۰۳)»
و هشدار می‌دهد:
««وَلَا تَنَازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَتَذْهَبَ رِيحُكُمْ»
نزاع نکنید که سست می‌شوید و قدرتتان از میان می‌رود.
(انفال، ۴۶)»

🔹پس تفرقه فقط یک خطای اخلاقی نیست؛ تهدیدی علیه انسجام ملی و بقای جامعه است.

اختلاف آزاد است؛ نفرت‌پراکنی نه

جامعه سالم می‌تواند در سیاست، فرهنگ و حتی دین اختلاف نظر داشته باشد؛ اما اختلاف نباید به نفرت و خشونت تبدیل شود.
اگر سخنان منتسب به هر فردی، از جمله سخنان اخیر محمدباقر خرازی، به‌طور مستند و کامل احراز شود و متضمن تحریک به قتل، خشونت یا نفرت‌پراکنی باشد، دیگر نمی‌توان آن را صرفاً «اختلاف سیاسی» نامید؛ باید با آن در چارچوب قانون برخورد شود.
سؤال بزرگ‌تر:
مسئله فقط یک فرد نیست؛ مسئله این است که:
چرا اجازه می‌دهیم ادبیات نفرت و خشونت، فضای عمومی کشور را آلوده کند؟

🔹اگر ادعاها دروغ است، روشنگری کنید.
اگر افتراست، قانون را اجرا کنید.
اگر تحریک به خشونت است، قاطعانه رسیدگی کنید.
و اگر ادعاهایی درباره ساختار قدرت مطرح شده، پاسخ شفاف بدهید.
سکوت، فضای شایعه را بزرگ‌تر می‌کند.
آیا پشت پرده‌ای وجود دارد؟
نمی‌توان بدون سند گفت چنین سخنانی حتماً بخشی از یک پروژه امنیتی یا عملیات انحرافی است. ممکن است حاصل افراط‌گرایی، رقابت سیاسی و تلاش برای دیده‌شدن باشد؛ ممکن است همزمان کارکرد انحرافی پیدا کند.
اما باید پرسید:
چه کسی از این جنجال سود می‌برد؟
چه موضوع مهمی وجود دارد که باید از مرکز توجه خارج شود؟
چه کسانی این سخنان را تقویت می‌کنند؟
و پس از این جنجال، چه اتفاق مهمی رخ می‌دهد؟
این پرسش‌ها راه را از «تئوری توطئه» به سوی تحلیل مستند می‌برد.

🔹چند پیشنهاد:
۱. راستی‌آزمایی پیش از بازنشر:
کلیپ‌های تحریک‌آمیز بدون منبع و متن کامل منتشر نشوند.
۲. اجرای بی‌طرفانه قانون:
هیچ‌کس به دلیل لباس، عنوان یا موقعیت سیاسی نباید فراتر از قانون باشد.
۳. تفکیک نقد از خشونت:
انتقاد و اعتراض حق جامعه است؛ تحریک به قتل و نفرت‌پراکنی موضوع دیگری است.
۴. شفافیت مسئولان:
خلأ اطلاعاتی را نباید به شایعه و جنگ روانی واگذار کرد.
۵. حفظ انسجام ملی:
در شرایط بحران، اختلاف سیاسی نباید به دشمنی اجتماعی تبدیل شود.

🔹سخن پایانی
اگر دشمن در بیرون مرزها صف کشیده است، نباید در داخل برای او میدان بسازیم.
دفاع از ایران فقط دفاع از مرزهای جغرافیایی نیست؛ دفاع از وحدت، عدالت، ازادی ؛حقیقت و کرامت انسان نیز دفاع از ایران است.
امروز ایران بیش از فریادهای نفرت، به صدای عقل نیاز دارد؛
بیش از تکفیر، به گفت‌وگو؛
بیش از انتقام، به عدالت؛
و بیش از تفرقه، به وحدت.
ممکن است ایرانیان با یکدیگر اختلاف داشته باشند؛
اما نباید دشمن یکدیگر شوند.
زیرا ملتی که از درون متحد بماند، در برابر طوفان‌های بیرونی ایستاده است.

یک پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

;