حمید یزدانیان دبیرکل نوآوران
وقتی نزدیک به یکسوم جامعه از چرخه طبیعی تشکیل و تداوم خانواده خارج شدهاند، دیگر با یک مسئله شخصی مواجه نیستیم؛ با یک بحران ملی مواجهیم.
اگر آمارهای اعلامشده درباره حدود ۱۸ میلیون ایرانی که بدون حتی یکبار ازدواج وارد ۴۰سالگی شدهاند و حدود ۶ میلیون نفر بالای ۴۰ سال که تجربه طلاق داشتهاند صحیح باشد، باید بدون تعارف پرسید:
مسئول این وضعیت کیست و برای اصلاح آن دقیقاً چه برنامهای دارد؟
نمیتوان هر سال از «ضرورت افزایش ازدواج و فرزندآوری» سخن گفت، اما در عمل، جوان را با تورم، بیکاری، ناامنی شغلی، بحران مسکن، هزینههای سنگین ازدواج و فرزندآوری و پیچیدگیهای اداری تنها گذاشت و سپس از او انتظار داشت بهتنهایی مسئله جمعیت کشور را حل کند.
ازدواج را از «توصیه اخلاقی» به «مسئله حکمرانی» تبدیل کنیم
سالهاست بخش قابل توجهی از سیاستهای حوزه ازدواج به وام، تبلیغات، جشنواره و توصیههای فرهنگی محدود شده است؛ در حالی که مسئله اصلی، اقتصاد تشکیل خانواده و آیندهنگری جوانان است.
جوانی که چشمانداز روشنی برای شغل، مسکن و درآمد خود نمیبیند، صرفاً با سخنرانی و تبلیغ به سمت ازدواج پایدار حرکت نخواهد کرد.
راهحلهای کلیشهای دیگر جواب نمیدهد
وقت آن رسیده است به جای تکرار سیاستهای گذشته، سراغ راهکارهای نوآورانه و قابل سنجش برویم:
۱. ایجاد «صندوق ملی تشکیل خانواده»
به جای پراکندهکاری دستگاهها، یک صندوق ملی ایجاد شود که منابع آن صرفاً برای سه نقطه حساس زندگی جوانان هزینه شود:
مسکن + اشتغال + ازدواج
کمکها نیز صرفاً وام نباشد؛ بلکه شامل تسهیلات اجاره، تضمین ودیعه، اشتغال، آموزش مهارت و خدمات مشاورهای باشد.
۲. مسکن «زوج اول»
دولت و شهرداریها زمین و زیرساخت بدهند و بخش خصوصی ساخت را انجام دهد؛ واحدهای کوچک و استاندارد با اجاره بلندمدت و امکان خرید تدریجی، مخصوص زوجهایی باشد که برای نخستینبار تشکیل خانواده میدهند.
۳. سامانه ملی «همراه خانواده»
یک سامانه یکپارچه که زوج جوان بتواند از طریق آن تمام حمایتهای قابل دریافت را مشاهده و دریافت کند؛ از وام و مسکن تا بیمه، مشاوره، مهدکودک و خدمات اشتغال.
۴. مشوق مالیاتی برای کارفرمایان خانوادهدوست
شرکتهایی که برای کارکنان متأهل خود مسکن سازمانی، مهدکودک، مرخصی مناسب یا تسهیلات خانوادگی فراهم میکنند، از تخفیف مالیاتی و مشوقهای بیمهای برخوردار شوند.
۵. بازار «مسکن اشتراکی خانوادهها»
برای زوجهای جوان، مدلهایی طراحی شود که چند خانواده بتوانند در مجتمعهای هوشمند با فضاهای مشترک مانند مهدکودک، سالن اجتماعات، فضای بازی کودک و خدمات رفاهی مشترک زندگی کنند و هزینه تمامشده زندگی کاهش یابد.
۶. نظام ملی پیشگیری از طلاق
مشاوره نباید زمانی آغاز شود که پرونده طلاق روی میز دادگاه است.
زوجهای جوان، بهویژه در سالهای اول زندگی، باید به شکل رایگان یا بسیار کمهزینه به خدمات مشاوره، آموزش مهارتهای ارتباطی، مدیریت مالی خانواده و حل تعارض دسترسی داشته باشند.
۷. استفاده از ظرفیت شرکتها و بخش خصوصی
دولت بهتنهایی قادر به حل این مسئله نیست. باید برای بانکها، هلدینگها، شرکتهای بزرگ و کارفرمایان، مسئولیت اجتماعی در حوزه خانواده تعریف شود.
هر بنگاه بزرگ اقتصادی میتواند بخشی از مسئولیت اجتماعی خود را به مسکن، اشتغال و حمایت از خانواده کارکنان اختصاص دهد.
اما مهمتر از همه: «شاخص عملکرد» تعریف کنید
از این پس مدیران حوزه خانواده نباید صرفاً با تعداد جلسات، همایشها و بخشنامهها ارزیابی شوند.
باید شاخصهای واقعی تعریف شود:
نرخ ازدواج اول، میانگین سن ازدواج، نرخ طلاق، مدت زمان انتظار برای ازدواج مجدد، دسترسی زوجهای جوان به مسکن و اشتغال و میزان پایداری ازدواجها.
هر دستگاهی که مسئول است باید هدف کمی، بودجه مشخص و زمانبندی مشخص داشته باشد و هر سال در برابر افکار عمومی پاسخگو باشد.
خطاب به مسئولان ارشد کشور
مسئله ۲۴ میلیون نفر را نمیتوان با یک «وام ازدواج» حل کرد.
این عدد، حاصل سالها انباشت مسئله است و با چند بخشنامه و تبلیغات فرهنگی نیز برطرف نخواهد شد.
از دولت، مجلس، وزارتخانههای مرتبط، استانداریها و شهرداریها انتظار میرود به جای شعار، برنامه عملیاتی ملی تشکیل و تحکیم خانواده ارائه کنند؛ برنامهای که در آن مسئول، بودجه، زمانبندی و شاخص ارزیابی مشخص باشد.
اگر واقعاً ازدواج و خانواده برای کشور اولویت است، باید این اولویت را در بودجه، زمین، مسکن، اشتغال، مالیات، بیمه، نظام بانکی و سیاستهای رفاهی مشاهده کرد؛ نه فقط در سخنرانیها.
۲۴ میلیون نفر، یک عدد آماری نیستند؛ ۲۴ میلیون زندگیاند.





