محمدیوسفی ؛ عضو شورای مرکزی نوآوران

یکم شهریورماه، سالروز ولادت حکیم فرزانه و طبیب نام‌آور ایرانی، شیخ‌الرئیس ابوعلی‌سینا، در تقویم رسمی کشور به نام «روز پزشک» نام‌گذاری شده است؛ انتخابی شایسته که افزون بر پاسداشت جایگاه بلند این ستاره درخشان آسمان دانش و طب، یادآور سهم سترگ ایرانیان در شکل‌گیری و اعتلای دانش پزشکی در جهان است.
حزب نوآوران استان تهران، این روز بزرگ را به تمامی پزشکان فرهیخته، متعهد و دلسوز کشور صمیمانه تبریک می‌گوید و از مجاهدت‌های خستگی‌ناپذیر آنان در مسیر پاسداری از سلامت و حیات مردم، به‌ویژه در ایام دشوار دفاع مقدس، صمیمانه قدردانی می‌کند.
پزشکان، پرستاران و تمامی اعضای کادر درمان، صرفاً ارائه‌دهندگان یک خدمت اقتصادی نیستند؛ آنان از ارکان سرمایه انسانی و اجتماعی کشورند. سلامت جامعه بدون حضور نیروی انسانی متخصص، باانگیزه، برخوردار از امنیت شغلی و مورد اعتماد مردم، پایدار نخواهد ماند.
با این حال، روز پزشک تنها فرصتی برای تبریک و تقدیر نیست؛ فرصتی است برای طرح پرسشی جدی‌تر: پزشک در ایران امروز چه جایگاهی دارد و نظام حکمرانی برای حفظ و تقویت این سرمایه انسانی چه کرده است؟
جامعه پزشکی ایران امروز با مجموعه‌ای از چالش‌های به‌هم‌پیوسته روبه‌روست؛ چالش‌هایی که پیامد آنها تنها متوجه پزشکان نیست، بلکه مستقیماً بر کیفیت خدمات درمانی، دسترسی مردم به پزشک، هزینه‌های سلامت و آینده نظام سلامت کشور اثر می‌گذارد.
اقتصاد نابسامان طبابت و شکاف میان تعرفه و هزینه واقعی خدمات:
تعرفه‌گذاری دستوری و فاصله میان قیمت واقعی ارائه خدمت و تعرفه‌های مصوب، سال‌هاست به یکی از مسائل اصلی اقتصاد سلامت تبدیل شده است. رئیس‌کل سازمان نظام پزشکی در سال ۱۴۰۵، حداقل قیمت تمام‌شده ویزیت پزشک عمومی را حدود یک میلیون تومان برآورد کرده و اعلام کرده است که بیش از ۷۰ درصد این مبلغ مربوط به هزینه‌های فنی، اداری و تورمی است. در مقابل، تعرفه ویزیت پزشک عمومی در بخش دولتی در سال ۱۴۰۵ حدود ۱۲۸ هزار و ۹۵۵ تومان تعیین شده است؛ رقمی که البته با دریافتی خالص پزشک یکسان نیست، اما خود نشان‌دهنده فاصله قابل توجه میان تعرفه‌های رسمی و اقتصاد واقعی ارائه خدمت است.
مسئله زمانی جدی‌تر می‌شود که بدانیم بخش مهمی از این بار اقتصادی، هم‌زمان بر دوش مردم و پزشکان قرار می‌گیرد؛ از یک سو بیمار با افزایش هزینه‌های درمان مواجه است و از سوی دیگر، پزشک در برابر افزایش هزینه‌های مطب، نیروی انسانی، تجهیزات، بیمه، مالیات و سایر هزینه‌های حرفه‌ای، درآمدی متناسب با واقعیت اقتصادی دریافت نمی‌کند.
پزشکان شاغل در مراکز دولتی؛ خدمت امروز، دریافتی ماه‌ها بعد:
یکی از مغفول‌ترین ابعاد بحران، وضعیت پزشکانی است که در مراکز و بیمارستان‌های دولتی، درمانگاه‌ها و برنامه‌های دولتی خدمت می‌کنند. این گروه برخلاف تصور عمومی، لزوماً از درآمدهای بالای بخش خصوصی برخوردار نیستند و در بسیاری از موارد، بخش قابل توجهی از دریافتی آنان به شکل کارانه، حق‌الزحمه یا پرداخت مبتنی بر عملکرد و با تأخیر طولانی پرداخت می‌شود.
در مردادماه ۱۴۰۵، رئیس کمیسیون بهداشت و درمان مجلس صراحتاً اعلام کرد که پرداختی پزشکان در سیستم دولتی در مواردی ۸ تا ۱۲ ماه عقب است و تأکید کرد که نمی‌توان خدمتی را امروز دریافت کرد و هزینه آن را یک سال بعد پرداخت؛ زیرا در شرایط تورمی و کاهش ارزش پول، تأخیر در پرداخت به معنای کاهش شدید ارزش واقعی دستمزد پزشک است.
این وضعیت نه‌تنها بی‌عدالتی نسبت به پزشکان است، بلکه سیاستی علیه پایداری خدمات عمومی سلامت نیز محسوب می‌شود. پزشکی که در درمانگاه یا بیمارستان دولتی با مسئولیت حرفه‌ای سنگین خدمت می‌کند، باید از حداقل یک نظام پرداخت منظم، شفاف، به‌موقع و متناسب با مسئولیت و هزینه فرصت حرفه‌ای خود برخوردار باشد.
فشار مالیاتی و افزایش هزینه‌های حرفه‌ای:
مالیات، بیمه، اجاره و تجهیز مطب، دستمزد نیروهای کمکی، هزینه‌های نرم‌افزاری و اداری و سایر هزینه‌های حرفه‌ای، در کنار افزایش عمومی قیمت‌ها، فشار مضاعفی بر جامعه پزشکی وارد کرده است. سیاست مالیاتی باید ضمن تأمین عدالت، به‌گونه‌ای طراحی شود که به کاهش انگیزه فعالیت قانونی و شفاف در بخش خصوصی و مهاجرت سرمایه انسانی منجر نشود.
ریسک بالا و مسئولیت سنگین حرفه پزشکی:
پزشکی از معدود حرفه‌هایی است که در آن تصمیم‌های چند دقیقه‌ای می‌تواند با جان و سلامت انسان‌ها گره بخورد و تبعات حرفه‌ای، حقوقی و مالی سنگینی داشته باشد. افزایش هزینه‌های مسئولیت حرفه‌ای و دیه، فشار ناشی از شکایات، فرسودگی شغلی و مسئولیت دائمی در قبال سلامت بیمار، در حالی بر دوش پزشک قرار دارد که نظام پرداختی کشور هنوز متناسب با این سطح از مسئولیت و ریسک بازطراحی نشده است.
ناامنی و خشونت علیه کادر درمان:
متأسفانه خشونت علیه پزشکان و سایر اعضای کادر درمان به یکی از نگرانی‌های جدی نظام سلامت تبدیل شده است. قتل دکتر مسعود داوودی، متخصص قلب و استاد دانشگاه علوم پزشکی یاسوج، نمونه‌ای تلخ و تکان‌دهنده از این وضعیت بود و ضرورت تأمین امنیت مراکز درمانی و حمایت مؤثر قانونی از کادر درمان را بیش از پیش آشکار کرد.
کادر درمان نمی‌تواند در محیطی که با تهدید، خشونت کلامی و فیزیکی و ناامنی مواجه است، با آرامش و تمرکز لازم به مردم خدمت کند. تأمین امنیت بیمارستان و درمانگاه، بخشی از الزامات اساسی نظام سلامت است، نه امری فرعی و تشریفاتی.
فرسودگی شغلی و وضعیت پزشکان جوان و دستیاران تخصصی:
پزشکان جوان، دستیاران تخصصی و نیروهای ابتدای مسیر حرفه‌ای، بیش از دیگران در معرض فشار کاری، ناامنی اقتصادی، ساعات کاری سنگین و فرسودگی قرار دارند. نظام سلامت نمی‌تواند از یک سو از آنان ایثار و خدمت مستمر طلب کند و از سوی دیگر، نسبت به کیفیت زندگی، درآمد، امنیت شغلی و آینده حرفه‌ای آنان بی‌تفاوت باشد.
حفظ پزشکان جوان، فقط با توصیه به ماندن در کشور ممکن نیست؛ ماندگاری زمانی اتفاق می‌افتد که فرد احساس کند آینده حرفه‌ای و زندگی شایسته‌ای در کشور برای او قابل دستیابی است.
مهاجرت و از دست رفتن سرمایه انسانی:
مهاجرت پزشکان را نباید صرفاً یک تصمیم شخصی تلقی کرد. هنگامی که کشوری برای تربیت یک پزشک، سال‌ها از ظرفیت دانشگاهی، بیمارستانی و منابع عمومی استفاده می‌کند اما بخشی از نیروهای متخصص خود را در اوج توانایی حرفه‌ای از دست می‌دهد، با یک مسئله جدی در سیاست‌گذاری عمومی مواجه است.
کشورهای مختلف نیز با ارائه درآمد بالاتر، امنیت شغلی، امکانات حرفه‌ای و چشم‌انداز روشن‌تر، برای جذب پزشکان ایرانی رقابت می‌کنند. پاسخ به این روند، نه ایجاد محدودیت‌های بازدارنده، بلکه اصلاح محیط حرفه‌ای و اقتصادی پزشکان و ایجاد انگیزه برای ماندن است.
کاهش سرمایه اجتماعی پزشکی:
جامعه در هنگام بیماری، اضطراب و بحران به پزشک نیاز دارد؛ اما پزشک نیز عضوی از همین جامعه است و نیازمند احترام، امنیت، رفاه نسبی و احساس عدالت است. تقابل دائمی میان بیمار و پزشک، بی‌اعتمادی، انتشار روایت‌های یک‌سویه و تبدیل مسائل پیچیده نظام سلامت به منازعات روزمره، سرمایه اجتماعی پزشکی را فرسوده می‌کند.
اعتماد عمومی زمانی شکل می‌گیرد که هم بیمار احساس کند حقوقش محترم است و هم پزشک اطمینان داشته باشد که قانون، کرامت حرفه‌ای و امنیت او را تضمین می‌کند.
به باور حزب نوآوران استان تهران، بحران جامعه پزشکی را نباید صرفاً بحران یک صنف دانست. این بحران، بخشی از بحران نظام سلامت کشور است و مستقیماً با حق مردم برای برخورداری از خدمات درمانی باکیفیت، در دسترس و پایدار ارتباط دارد.
تداوم این وضعیت می‌تواند چرخه‌ای معیوب ایجاد کند:
فشار اقتصادی و شغلی ← فرسودگی و کاهش انگیزه ← خروج بخشی از نیروهای متخصص ← کمبود نیروی انسانی ← افزایش فشار کاری ← کاهش دسترسی و کیفیت خدمات ← افزایش نارضایتی بیماران ←کاهش بیشتر اعتماد عمومی و تمایل به مهاجرت.
از این‌رو، حزب نوآوران استان تهران، ضمن گرامیداشت روز پزشک و تقدیر از زحمات جامعه پزشکی، مطالبات زیر را مطرح می‌کند:
1. بازنگری در نظام تعرفه‌گذاری خدمات سلامت بر مبنای هزینه واقعی ارائه خدمت، تورم و شرایط اقتصادی، همراه با تقویت پوشش بیمه‌ای تا افزایش هزینه درمان به‌طور مستقیم بر دوش مردم تحمیل نشود.
2. تضمین پرداخت به‌موقع مطالبات و حق‌الزحمه پزشکان شاغل در مراکز دولتی، دانشگاهی و برنامه‌های سلامت عمومی و جلوگیری از شکل‌گیری معوقات چندماهه و کاهش ارزش واقعی دستمزد آنان.
3. اصلاح سازوکارهای پرداخت به پزشکان در بخش دولتی به‌گونه‌ای که درآمد آنان شفاف، قابل پیش‌بینی و متناسب با مسئولیت، تخصص، حجم کار و زمان صرف‌شده باشد و تفاوت میان «تعرفه خدمت» و «دریافتی واقعی پزشک» به‌طور شفاف برای افکار عمومی تبیین شود.
4. اصلاح نظام مالیاتی جامعه پزشکی با هدف تأمین عدالت مالیاتی، مقابله با فرار مالیاتی و در عین حال حفظ انگیزه فعالیت قانونی، شفاف و حرفه‌ای.
5. تدوین برنامه ملی برای حمایت از پزشکان جوان و دستیاران تخصصی، شامل بهبود شرایط آموزشی و کاری، پرداخت منظم و متناسب، تأمین امنیت شغلی و ایجاد چشم‌انداز روشن برای آینده حرفه‌ای آنان.
6. تأمین امنیت جانی و روانی کادر درمان از طریق استقرار سازوکارهای مؤثر پیشگیری، حفاظت از مراکز درمانی، برخورد سریع و بازدارنده با خشونت و ایجاد حمایت حقوقی مؤثر از پزشکان، پرستاران و سایر کارکنان درمان.
7. تدوین برنامه ملی نگهداشت سرمایه انسانی نظام سلامت با تمرکز بر اصلاح محیط حرفه‌ای، فرصت‌های شغلی، درآمد، پژوهش، آموزش و امکان پیشرفت حرفه‌ای و، به‌جای برخورد سلبی با مهاجرت، تلاش برای کاهش انگیزه خروج از کشور.
8. تقویت نظام پزشک خانواده و مراقبت‌های اولیه از طریق پرداخت منظم و کافی به ارائه‌دهندگان خدمات و ایجاد مشوق‌های واقعی برای فعالیت پزشکان در مناطق محروم و کم‌برخوردار.
9. بازسازی سرمایه اجتماعی پزشکی از طریق برقراری توازن میان حقوق بیمار و حقوق پزشک، ارتقای شفافیت، مقابله با تعارض منافع و تخلفات حرفه‌ای و هم‌زمان دفاع جدی از کرامت و استقلال حرفه‌ای پزشکان.
10. افزایش مشارکت واقعی و تخصصی جامعه پزشکی، پرستاری و سایر گروه‌های حرفه‌ای در تصمیم‌گیری‌های کلان نظام سلامت و پرهیز از سیاست‌گذاری‌هایی که بدون توجه به واقعیت‌های میدانی، هزینه‌های خود را به کادر درمان و مردم تحمیل می‌کند.
پزشکی بدون سرمایه اجتماعی پایدار نمی‌ماند. نظام سلامت فقط مجموعه‌ای از بیمارستان‌ها، تجهیزات، داروها و متخصصان نیست؛ سلامت یک نهاد اجتماعی است و کارآمدی آن به کیفیت روابط میان مردم، پزشکان، پرستاران، بیمه‌ها، سازمان‌های حرفه‌ای و سیاست‌گذاران بستگی دارد.
دفاع از پزشک، به معنای نادیده گرفتن حقوق بیمار نیست؛ همان‌گونه که دفاع از حقوق بیمار نیز نباید به معنای نادیده گرفتن کرامت، امنیت و معیشت پزشک باشد. پزشک و بیمار دو سوی یک رابطه انسانی‌اند و هر سیاستی که یکی را در برابر دیگری قرار دهد، در نهایت به زیان هر دو و به زیان سلامت جامعه خواهد بود.
امروز بیش از هر زمان دیگری به بازسازی اعتماد میان جامعه و جامعه پزشکی و نیز اصلاح رابطه میان نظام حکمرانی، بیمه‌ها و ارائه‌دهندگان خدمات سلامت نیاز داریم؛ اعتمادی که بدون تأمین معیشت، امنیت شغلی، پرداخت منظم، منزلت حرفه‌ای، شفافیت و پاسخ‌گویی متقابل شکل نخواهد گرفت.
حزب نوآوران استان تهران، ضمن ادای احترام به همه پزشکان، پرستاران و کارکنان فداکار نظام سلامت، بر این باور است که حفظ پزشک، حفظ بیمار و حفظ آینده سلامت ایران است.
از خداوند متعال برای تمامی پزشکان و اعضای کادر درمان کشور، سلامتی، عزت و توفیق روزافزون مسئلت داریم و یک‌بار دیگر این روز فرخنده را به جامعه پزشکی ایران‌زمین تبریک می‌گوییم.
محمد یوسفی
عضو شورای مرکزی حزب نوآوران استان تهران
یکم شهریورماه ۱۴۰۵

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

;