نویسسنده: حسن گوهری

فرانسه یکی از کشورهایی است که اعتراضات خیابانی، اعتصابات کارگری و تجمعات سیاسی در آن بسیار پررنگ است. اما نکته مهم این است که فراوانی اعتراضات در فرانسه الزاماً نشانه بی‌ثباتی سیاسی نیست؛ بلکه تا حد زیادی نتیجه فرهنگ سیاسی، ساختار حکمرانی و قدرت نهادهای مدنی این کشور است.

 

به اعتقاد من، برای شناخت این پدیده باید هفت عامل اصلی را بررسی کنیم.

 

۱. ریشه تاریخی اعتراض و انقلاب

 

فرانسه از زمان انقلاب ۱۷۸۹، اعتراض عمومی را یکی از ابزارهای مشروع تغییرات سیاسی و اجتماعی می‌داند.

 

در فرهنگ سیاسی فرانسه، مردم صرفاً رأی‌دهنده نیستند؛ بلکه خود را صاحب حق مداخله مستمر در تصمیمات حکومت می‌دانند.

 

۲. اتحادیه‌های کارگری قدرتمند

 

اتحادیه‌های کارگری فرانسه، حتی با وجود عضویت نسبتاً پایین کارگران در مقایسه با برخی کشورهای اروپایی، قدرت بالایی در بسیج اجتماعی دارند.

 

این اتحادیه‌ها می‌توانند بخش‌های مهمی مانند حمل‌ونقل، پالایشگاه‌ها، آموزش و خدمات عمومی را با اعتصاب تحت تأثیر قرار دهند.

 

۳. حساسیت نسبت به عدالت اجتماعی

 

بخش مهمی از جامعه فرانسه نسبت به موضوعاتی مانند افزایش سن بازنشستگی، کاهش حمایت‌های اجتماعی، افزایش مالیات، تورم و نابرابری اقتصادی حساس است.

 

برای مثال، افزایش سن قانونی بازنشستگی از ۶۲ به ۶۴ سال در اصلاحات سال ۲۰۲۳ موج بزرگی از اعتراضات ایجاد کرد.

 

۴. تمرکز قدرت در دولت مرکزی

 

فرانسه نظامی نیمه‌ریاستی دارد و رئیس‌جمهور از اختیارات قابل‌توجهی برخوردار است.

 

وقتی تصمیمات مهم در سطح دولت مرکزی اتخاذ می‌شوند، نارضایتی‌ها نیز به‌سرعت متوجه رئیس‌جمهور و دولت می‌شوند.

 

۵. آزادی بیان و امکان سازمان‌دهی اعتراضات

 

آزادی تجمع و اعتراض مسالمت‌آمیز از حقوق بنیادین شهروندان فرانسه است.

 

احزاب، اتحادیه‌ها، رسانه‌ها و تشکل‌های مدنی می‌توانند اعتراضات را سازمان‌دهی کنند؛ هرچند این آزادی‌ها نیز محدودیت‌های قانونی دارند.

 

بنابراین بخشی از فراوانی اعتراضات ناشی از وجود امکان واقعی برای بیان علنی نارضایتی است.

 

۶. شکاف میان مردم و نخبگان سیاسی

 

بخشی از جامعه فرانسه احساس می‌کند تصمیمات سیاسی بیشتر تحت تأثیر نخبگان اقتصادی، مدیران ارشد و سیاستمداران پاریس اتخاذ می‌شود.

 

جنبش جلیقه‌زردها که از سال ۲۰۱۸ آغاز شد، نمونه بارز اعتراض به هزینه‌های زندگی، مالیات‌ها و احساس نادیده‌گرفته‌شدن مناطق خارج از مراکز قدرت بود.

 

۷. اعتراض به‌عنوان ابزار چانه‌زنی

 

در فرانسه، اعتراض صرفاً بیان نارضایتی نیست؛ بلکه ابزاری برای تأثیرگذاری بر تصمیمات دولت است.

 

تجربه عقب‌نشینی برخی دولت‌ها در برابر اعتصابات و اعتراضات باعث شده گروه‌های اجتماعی، اعتراض خیابانی را روشی مؤثر برای پیگیری مطالبات بدانند.

 

اعتراضات اخیر فرانسه در مهر ۱۴۰۵

 

در موج اعتراضات اخیر، چند عامل هم‌زمان شده‌اند: کمبود معلم و مشکلات مدارس، افزایش هزینه‌های زندگی، نگرانی از کاهش خدمات عمومی و مخالفت با سیاست‌های ریاضتی دولت.

 

طبق گزارش رویترز، در ۱۷ اکتبر ۲۰۲۶ حدود ۵۵۰ هزار نفر به برآورد دولت و ۸۰۰ هزار نفر به برآورد اتحادیه CGT در تظاهرات شرکت کردند. بخش عمده تجمعات مسالمت‌آمیز بود، اما در برخی شهرها خشونت و تخریب گسترده رخ داد.

 

از منظر حکمرانی

 

تجربه فرانسه سه درس مهم دارد:

 

۱\. اعتراض نشانه مشارکت سیاسی است، اما تکرار اعتراضات گسترده می‌تواند نشانه ضعف گفت‌وگوی مؤثر میان دولت و جامعه نیز باشد.

 

۲\. وجود احزاب، اتحادیه‌های مستقل و نهادهای مدنی امکان می‌دهد نارضایتی‌های پراکنده به مطالبات مشخص تبدیل شوند.

 

۳\. حکمرانی موفق صرفاً در اجازه برگزاری اعتراضات خلاصه نمی‌شود؛ بلکه باید بتواند مطالبات را بشنود، درباره آنها مذاکره کند و به نتایج قابل‌اندازه‌گیری برسد.

 

و در خاتمه فرانسه کشوری است که مردم آن هم سابقه طولانی مطالبه‌گری دارند و هم با مشکلات واقعی اقتصادی و اجتماعی مواجه‌اند. ترکیب این دو عامل باعث شده اعتراضات خیابانی به یکی از ویژگی‌های پایدار سیاست فرانسه تبدیل شود.

 

از منظر حکمرانی سیاسی، پرسش اساسی این نیست که چرا مردم فرانسه زیاد اعتراض می‌کنند؛ بلکه این است که چرا با وجود انتخابات، احزاب و اتحادیه‌های قدرتمند، همچنان بخش قابل‌توجهی از جامعه برای شنیده‌شدن مطالبات خود به خیابان متوسل می‌شود؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

;