رقیه آقازاده عضو شورای مرکزی حزب نوآوران

در دنیای امروز که مرزهای جغرافیایی در برابر جریان بی‌وقف اطلاعات فرو ریخته است، دیگر نمی‌توان با ابزارهای رسانه‌ایِ دوران پیش از دیجیتال، با مخاطبانی که با سرعت نور در فضای مجازی حرکت می‌کنند، گفتگو کرد. آنچه ایران امروز به آن نیاز دارد، صرفاً «تولید محتوای بیشتر» نیست؛ بلکه ما نیازمند یک «انقلاب رسانه‌ای» هستیم؛ انقلابی که از «دستوری بودن» به سمت «خلاقیت‌محوری» حرکت کند و از «یک‌صدایی» به سمت «تکثرگرا بودن» برود.
برای تحقق این امر لازم است به این نکات توجه شود:
۱. گذار از «تبلیغات» به «روایتگری
بزرگ‌ترین اشتباه در مواجهه با چالش‌های رسانه‌ای، پناه بردن به شعارهای مستقیم و تبلیغات پرزرق‌وبرق است. مخاطب امروز، به‌ویژه نسل جوان، نسبت به پیام‌های مستقیم و آمرانه مقاوم است. انقلاب رسانه‌ای واقعی زمانی آغاز می‌شود که ما از «گفتن» دست برداریم و شروع به «نشان دادن» کنیم. ملت ایران شهروندانی هستند که در تمام طول روز با مشکلات متعددی دست و پنجه نرم می کنند و نمیتوان اظهار بی اطلاعی کرد، لذا تصویر مثبت از جمهوری اسلامی در رسانه، نه از طریق شعار، بلکه از طریق نمایش «ثمرات عملیِ ارزش‌ها» در زندگی روزمره، علم، هنر و اجتماع به دست می‌آید.
۲. رعایت تکثر و دربرگیری سلیقه‌های مختلف
یک انقلاب رسانه‌ای موفق، انقلابی نیست که تنها برای یک گروه یا با یک سبک خاص طراحی شده باشد. رسانه باید بتواند «زبان» همه‌ی جامعه را صحبت کند.
ما به رسانه‌ای نیاز داریم که همزمان برای یک گیمر (بازیکن ویدئویی)، یک فیلسوف، یک کشاورز، یک مادر خانه‌دار و یک دانشجو، جذاب و معتبر باشد. این یعنی تنوع در فرم و تنوع در موضوع. وقتی رسانه بتواند سلیقه‌های مختلف را در خود جای دهد، دیگر «یک‌جانبه» به نظر نمی‌رسد، بلکه به یک «فضای عمومی» تبدیل می‌شود که همه در آن احساس حضور می‌کنند.
۳. اصالت در برابر تقلید
یکی از چالش‌های بزرگ، تقلید کورکورانه از فرم‌های رسانه‌ای غربی است. انقلاب رسانه‌ای ما نباید صرفاً کپی‌برداری از استانداردهای هالیوودی یا شبکه‌های بین‌المللی باشد. ما باید بتوانیم با استفاده از تکنولوژی‌های روز دنیا، «فرهنگ و هویت ایرانی-اسلامی» را با بسته‌بندی مدرن و جذاب ارائه دهیم. اصالت یعنی استفاده از ابزار مدرن برای بیان حقیقتِ بومی؛ یعنی ساختن محتوایی که در عین داشتن استانداردهای جهانی، روح و ارزش‌های ما را در خود داشته باشد.
پخش انواع مسابقه های کپی برداری شده از شبکه های بین المللی با اندکی تغییر در محتوا و به کارگیری بازیگران به عنوان مجری، رسانه جذاب و پویا نمی کند لزوم بهره مندی از افراد خلاق در رسانه بیش از پیش آشکار شده است.
۴. تبدیل مخاطب به مشارکت‌کننده
در انقلاب رسانه‌ای جدید، مخاطب دیگر فقط «بیننده» نیست؛ او «تولیدکننده» است. رسانه باید فضایی را فراهم کند که مردم بتوانند داستان‌های خود، موفقیت‌های خود و چالش‌های خود را با آن به اشتراک بگذارند. وقتی رسانه، صدای مردم و روایت‌های واقعی آن‌ها را بازتاب دهد، اعتماد ایجاد می‌شود. و وقتی اعتماد ایجاد شود، روایت‌های مثبت و سازنده به شکلی طبیعی در جامعه پخش می‌شوند. اگر چه تا حدودی سعی شده مخاطبان نیز در رسانه ملی به کار گرفته شوند اما این مخاطب روایتگر نیست و صرفا برای پیشبرد مقاصد تولیدکنندگان استفاده می شود.
5. مدیران میانی خلاق
اکثر کارشناسان برای تغییر در رسانه به نوک پیکان توجه می کنند در صورتی که مدیران میانی رسانه نقش موثرتری برای ایجاد خلاقیت دارند. مدیران میانی که عموما سببی و نسبی به جایگاه دست یافته اند بله قربانگو و مطیع دستورات سازمانی هستند و دغدغه کشور و پیشبرد سپهر رسانه ای را ندارند.اینان به دلیل ضعفهای فراوانی که دارند وارد فضای تیم سازی می شوند و از تلاش برای اقدامات موثر گریزانند.

انقلاب رسانه‌ای مورد نیاز ما، انقلابی است که از «اربابیت» به سمت «خدمت به حقیقت» حرکت کند. انقلابی که به جای ترس از تفاوت‌ها، به دنبال ایجاد ظرفیت برای همه سلیقه‌ها باشد. اگر بتوانیم تصویری از یک جامعه پویا، خلاق، علمی و در عین حال متعهد و با اصالت ارائه دهیم، دیگر نیازی به دفاع از خود در برابر حملات نخواهیم داشت؛ چرا که «حقیقتِ زیبا و ملموس و قدرتمندترین ابزار دفاعی است.»

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

;