حمید یزدانیان دبیرکل نوآوران

هجرت حضرت فاطمه معصومه سلام‌الله‌علیها از مدینه به سوی خراسان، اگرچه در بستر تاریخی و سیاسی خاص دوران مأمون عباسی رخ داد، اما می‌تواند امروز نیز الهام‌بخش تأملی درباره مفهوم «مهاجرت» و شیوه حکمرانی آن باشد. هجرت همیشه صرفاً جابه‌جایی از یک سرزمین به سرزمین دیگر نیست؛ گاه انتخابی برخاسته از ایمان، پیوند خانوادگی، آرمان، امنیت، علم یا جست‌وجوی آینده‌ای متفاوت است.

سرنوشت حضرت معصومه(س) و جایگاهی که شهر قم پس از حضور و رحلت ایشان یافت، یک نکته مهم را نیز یادآوری می‌کند: مهاجرت می‌تواند جغرافیای فرهنگی، اجتماعی و حتی اقتصادی یک سرزمین را برای قرن‌ها دگرگون کند.

از این منظر، حکمرانی مهاجرت در ایران امروز نیز نباید صرفاً به «جلوگیری از رفتن» یا «کنترل ورود» تقلیل پیدا کند. کشور به یک سیاست جامع مهاجرتی نیاز دارد که هم‌زمان چند موضوع را ببیند: کاهش عوامل رانشی مهاجرت نخبگان و جوانان، تسهیل بازگشت ایرانیان خارج از کشور، حفظ ارتباط مؤثر با ایرانیانی که قصد بازگشت ندارند، جذب هدفمند متخصصان و سرمایه‌های انسانی و مدیریت هوشمند حضور اتباع خارجی.

مهم‌تر از همه، باید بپذیریم که انسان‌ها را نمی‌توان با دستور نگه داشت؛ باید برای ماندن، بازگشتن و مشارکت کردن انگیزه ساخت.

امنیت روانی و اجتماعی، فرصت برابر، شایسته‌سالاری، امکان پیشرفت، احترام به سبک‌های متفاوت زندگی، امید به آینده و اعتماد به نظام اداری، از مؤثرترین سیاست‌های مهاجرتی هستند؛ حتی اگر نام «سیاست مهاجرتی» بر آنها گذاشته نشود.

شاید یکی از درس‌هایی که می‌توان از تاریخ گرفت همین باشد: مهاجرت اگر درست فهم و مدیریت شود، الزاماً تهدید نیست؛ می‌تواند منشأ انتقال اندیشه، فرهنگ، دانش، سرمایه و شکل‌گیری فرصت‌های تازه باشد.

حکمرانی خوب مهاجرت، بیش از آنکه ساختن دیوار باشد، ساختن پل است؛ پلی میان ماندن، رفتن، بازگشتن و تعلق داشتن.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

;