حمید یزدانیان دبیرکل نوآوران

اقتصاد ایران به نسخه جدید نیاز ندارد؛ به اجرای تجربه‌های موفق جهان نیاز دارد

سال‌هاست که مردم ایران با تورم، کاهش قدرت خرید، دشواری تأمین مسکن، اشتغال ناپایدار و کوچک شدن سفره‌های خود دست‌وپنجه نرم می‌کنند. در این سال‌ها دولت‌های مختلف، هر یک با شعارها و برنامه‌های متفاوت روی کار آمدند، اما مسئله اصلی همچنان پابرجاست؛ چرا که اقتصاد با آزمون و خطا اداره نمی‌شود.

تاریخ توسعه اقتصادی جهان، کتابی است که پاسخ بسیاری از پرسش‌های امروز ما را در خود دارد. کشورهایی که روزی از ایران فقیرتر بودند، امروز در زمره اقتصادهای برتر جهان قرار گرفته‌اند. آنها معجزه نکردند؛ بلکه قواعد توسعه را پذیرفتند و با انضباط اجرا کردند.

نخستین رمز موفقیت، ثبات بود. سنگاپور، کره جنوبی و بسیاری از اقتصادهای موفق، پیش از هر چیز تورم را مهار کردند، قوانین را باثبات ساختند و امنیت سرمایه‌گذاری را تضمین کردند. سرمایه، بیش از هر چیز، به آینده قابل پیش‌بینی نیاز دارد.

دومین رمز، تولید برای جهان بود. چین و ویتنام زمانی جهش کردند که تصمیم گرفتند تنها برای بازار داخلی تولید نکنند. آنها صادرات را به موتور رشد اقتصادی تبدیل کردند و میلیون‌ها فرصت شغلی آفریدند. اقتصادی که از بازارهای جهانی فاصله بگیرد، دیر یا زود با محدودیت رشد روبه‌رو خواهد شد.

سومین رمز، اعتماد به مردم و بخش خصوصی بود. تجربه جهانی نشان می‌دهد دولت‌های موفق، خود را درگیر بنگاه‌داری نکردند؛ بلکه نقش سیاست‌گذار، ناظر و تسهیل‌گر را بر عهده گرفتند. هر جا رقابت آزاد، شفافیت و امنیت سرمایه‌گذاری شکل گرفت، تولید نیز جان گرفت.

چهارمین رمز، مبارزه واقعی با فساد بود. فساد فقط یک مسئله اخلاقی نیست؛ بلکه یکی از بزرگ‌ترین موانع توسعه اقتصادی است. هیچ سرمایه‌گذاری حاضر نیست در فضایی فعالیت کند که قانون برای همه یکسان اجرا نشود. سنگاپور نشان داد که شفافیت و پاسخگویی، هزینه نیست؛ بلکه سرمایه‌ای برای رشد اقتصادی است.

پنجمین رمز، سرمایه‌گذاری بر آموزش و مهارت بود. کره جنوبی، فنلاند و ژاپن دریافتند که ثروت واقعی کشورها نه در معادن و منابع طبیعی، بلکه در نیروی انسانی متخصص نهفته است. اقتصاد دانش‌بنیان، حاصل سرمایه‌گذاری بلندمدت بر آموزش است.

ششمین رمز، ثبات در تصمیم‌گیری بود. هیچ کشوری با تغییر مداوم قوانین، بخشنامه‌های متناقض و سیاست‌های کوتاه‌مدت به توسعه نرسیده است. سرمایه‌گذار باید بداند که قواعد بازی هر روز تغییر نمی‌کند.

ایران از نظر منابع طبیعی، موقعیت جغرافیایی، نیروی انسانی، بازار منطقه‌ای و ظرفیت‌های صنعتی، از بسیاری از کشورهای موفق وضعیت بهتری دارد. بنابراین مسئله، کمبود ظرفیت نیست؛ مسئله، نوع حکمرانی اقتصادی و کیفیت تصمیم‌گیری است.

اقتصاد ایران امروز بیش از هر چیز به بازسازی اعتماد نیاز دارد؛ اعتماد مردم، اعتماد تولیدکنندگان، اعتماد سرمایه‌گذاران و اعتماد نخبگان. بدون این سرمایه نامرئی، حتی تزریق هزاران میلیارد تومان منابع مالی نیز نمی‌تواند رشد پایدار ایجاد کند.

ما در حزب نوآوران معتقدیم زمان آن رسیده است که به جای اختراع نسخه‌های تازه، از تجربه‌های موفق جهان درس بگیریم. توسعه اقتصادی، فرمولی پنهان ندارد. انضباط مالی، ثبات اقتصادی، مبارزه با فساد، تقویت بخش خصوصی، توسعه صادرات، سرمایه‌گذاری در آموزش و استمرار اصلاحات، همان رمزهایی هستند که بارها در کشورهای مختلف آزموده شده و نتیجه داده‌اند.

پرسش اصلی امروز این نیست که «چه باید کرد؟»؛ پاسخ این پرسش سال‌هاست روشن است. پرسش واقعی این است که چه زمانی اراده‌ای جدی برای اجرای این تجربه‌های موفق در ایران شکل خواهد گرفت؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

;