بسمه‌تعالی

جناب آقای یاسر جبرائیلی
دبیرکل محترم حزب تمدن نوین اسلامی

موضوع: درباره ادعای ظرفیت سکونت یک میلیارد نفر در ایران و واگذاری ۴۰۰ متر زمین به هر ایرانی

با سلام و احترام

اخیراً از جنابعالی نقل شده است که «ایران ظرفیت سکونت یک میلیارد نفر را دارد» و با توجه به مساحت کشور، «به هر ایرانی حدود ۴۰۰ متر زمین می‌رسد» و زمین در کشور احتکار شده و در اختیار مردم قرار نمی‌گیرد.

حزب نوآوران استان تهران ضمن استقبال از طرح دیدگاه‌های متفاوت درباره آینده جمعیتی، توسعه سرزمینی و مسئله مسکن، لازم می‌داند نسبت به این گزاره، چند پرسش جدی و کارشناسی را مطرح کند؛ چرا که تبدیل مساحت جغرافیایی کشور به ظرفیت واقعی سکونت، یک محاسبه ساده ریاضی نیست.

اگر صرفاً مساحت ایران را بر جمعیت تقسیم کنیم، تقریباً برای هر ایرانی صدها مترمربع زمین به دست می‌آید؛ اما آیا هر مترمربع از خاک ایران، «زمین قابل سکونت» است؟

بخش قابل توجهی از سرزمین ایران را مناطق کویری، بیابانی، کوهستانی، مناطق حفاظت‌شده و اراضی فاقد دسترسی اقتصادی و زیرساختی تشکیل می‌دهد. بنابراین سؤال اساسی این نیست که «چند مترمربع خاک داریم»، بلکه این است که چه میزان زمینِ قابل سکونت، در مکان مناسب، با دسترسی پایدار به آب، انرژی، حمل‌ونقل، مدرسه، درمان، خدمات شهری و مهم‌تر از همه فرصت شغلی در اختیار داریم؟

از این منظر، یک پرسش بنیادی‌تر نیز مطرح است:

اگر ایران ظرفیت واقعی سکونت یک میلیارد نفر را دارد، این یک میلیارد نفر دقیقاً کجا، با چه منابعی، با چه زیرساختی و با چه شغلی باید زندگی کنند؟

یک میلیارد نفر صرفاً یک عدد جمعیتی نیست. چنین جمعیتی به منابع عظیم آب، انرژی، غذا، مسکن، شبکه حمل‌ونقل، مدرسه، دانشگاه، بیمارستان، خدمات شهری و میلیون‌ها فرصت شغلی نیاز دارد.

بنابراین:

زمین بدون آب، مسکن نیست؛
زمین بدون شغل، سکونتگاه نیست؛
زمین بدون زیرساخت، توسعه نیست؛
و مساحت جغرافیایی، به‌تنهایی ظرفیت جمعیتی محسوب نمی‌شود.

از سوی دیگر، تعبیر «احتکار زمین» نیز نیازمند تفکیک دقیق است. اگر منظور اراضی دولتی و عمومی است، انتظار می‌رود مشخص شود چه میزان زمین در چه نقاطی، با چه کاربری و با چه شرایطی قابلیت واگذاری و ساخت مسکن دارد. اگر منظور اراضی متعلق به اشخاص و بخش خصوصی است، باید میان احتکار، مالکیت، زمین بایر، زمین دارای کاربری و زمین فاقد امکان ساخت تفاوت قائل شد.

حزب نوآوران استان تهران معتقد است یکی از خطاهای جدی در سیاست‌گذاری، جایگزین کردن شعارهای بزرگ به جای مسئله‌شناسی دقیق است.

مسئله مسکن ایران صرفاً «کمبود زمین» نیست؛ بلکه مجموعه‌ای از مسائل همچون قیمت زمین، تراکم و کاربری، سوداگری، تأمین مالی، زیرساخت، حمل‌ونقل، تمرکز اشتغال در کلان‌شهرها، عدم تعادل منطقه‌ای و ضعف سیاست‌های توسعه سرزمینی است.

از جنابعالی به عنوان یک فعال سیاسی و اقتصادی انتظار می‌رود اگر معتقدید ایران ظرفیت سکونت یک میلیارد نفر را دارد، به جای ارائه یک نسبت ساده میان مساحت و جمعیت، مدل اجرایی و محاسبات قابل راستی‌آزمایی آن را نیز ارائه فرمایید.

برای مثال:

۱. محدوده دقیق اراضی قابل سکونت کجاست؟
۲. منابع آب مورد نیاز این جمعیت چگونه تأمین خواهد شد؟
۳. الگوی توزیع جمعیت میان استان‌ها و مناطق مختلف کشور چیست؟
۴. زیرساخت‌های لازم با چه هزینه‌ای ایجاد خواهد شد؟
۵. اشتغال یک میلیارد نفر در چه بخش‌هایی و در کدام مناطق ایجاد می‌شود؟
۶. هزینه اقتصادی و زیست‌محیطی چنین الگویی چقدر است؟
۷. و اساساً مبنای علمی انتخاب عدد یک میلیارد نفر چیست؟

ما معتقدیم ایران به جای رؤیای «یک میلیارد نفر»، به یک نقشه راه دقیق برای توسعه متوازن، افزایش بهره‌وری سرزمین و تأمین مسکن قابل استطاعت برای جمعیت فعلی و نسل‌های آینده نیاز دارد.

اگر زمین‌های مناسب و برخوردار از زیرساخت در کشور بلااستفاده مانده‌اند، باید شناسایی و درباره علت عدم بهره‌برداری از آنها شفاف‌سازی شود؛ اما تبدیل تمام خاک کشور به «زمین قابل واگذاری به مردم» نه راه‌حل بحران مسکن است و نه می‌تواند مبنای سیاست جمعیتی قرار گیرد.

حزب نوآوران استان تهران آمادگی دارد این موضوع را به دور از مناقشات سیاسی و در قالب یک نشست کارشناسی و گفت‌وگوی ملی درباره «ظرفیت واقعی سرزمینی ایران، جمعیت مطلوب، آب، مسکن و توسعه متوازن» با حضور صاحب‌نظران بررسی کند.

اختلاف دیدگاه، اگر با عدد، داده و استدلال همراه باشد، می‌تواند منشأ پیشرفت باشد؛ اما ساده‌سازی مسائل پیچیده کشور، حتی با نیت خیر، ممکن است سیاست‌گذاری را از مسیر واقعیت دور کند.

با احترام
حمید یزدانیان
دبیرکل حزب نوآوران استان تهران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

;