آدم واقعاً می‌ماند بعضی‌ها دقیقاً به دنبال چه هستند. وقتی جنگ آغاز می‌شود، دیگر موضوع صرفاً خبر، تحلیل یا شعار نیست؛ واقعیت تلخی است که با زندگی مردم گره می‌خورد. ویرانی واقعی است، و پای زندگی واقعی انسان‌ها در میان است؛ خانه‌هایی که ممکن است ویران شوند، زیرساخت‌هایی که سال‌ها برای ساختنشان زمان و سرمایه صرف شده و با چند حمله از بین می‌روند، و مردمی که باید سال‌ها هزینه آن را بپردازند.

در چنین شرایطی، ممکن است فرماندهان، متخصصان، مسئولان بلندپایه و حتی رهبران از دست بروند؛ افرادی که سال‌ها برای کشورشان آموزش دیده‌اند، تجربه اندوخته‌اند و به ستون‌های اصلی مدیریت، دفاع و اداره کشور تبدیل شده‌اند. این‌ها سرمایه‌های انسانی‌اند؛ سرمایه‌هایی که به سادگی قابل جایگزینی نیستند.

هر روزی که جنگ ادامه پیدا کند، به معنای فشار اقتصادی بیشتر است؛ گرانی بیشتر، بیکاری بیشتر و ناامنی بیشتر برای آینده. یعنی آسیب دیدن زیرساخت‌هایی مانند برق، آب، جاده‌ها، پالایشگاه‌ها و کارخانه‌ها؛ خسارت‌هایی که فقط یک خبر کوتاه نیستند، بلکه می‌توانند سال‌ها زندگی مردم را دشوارتر کنند.

در چنین شرایطی باید از خود پرسید: ادامه این جنگ برای مردم عادی چه دستاوردی دارد؟
و چه کسانی از ادامه آن سود می‌برند؟

آتش‌بس و پایان دادن به جنگ، دست‌کم فرصتی برای متوقف کردن چرخه خسارت‌هاست؛ فرصتی برای جلوگیری از تخریب بیشتر کشور و سخت‌تر شدن زندگی مردم. فرصتی برای کاهش نگرانی خانواده‌ها و کاستن از رنجی که جامعه با آن روبه‌روست.

به همین دلیل، تعجب‌آور است وقتی برخی همچنان از ادامه جنگ سخن می‌گویند؛ گویی جنگ یک رقابت یا شعاری ساده است. حال آنکه جنگ یعنی هزینه‌های واقعی، و این هزینه‌ها پیش از همه بر دوش مردم عادی سنگینی می‌کند.

آتش‌بس یک امر عجیب یا غیرمعمول نیست؛ تصمیمی عقلانی برای جلوگیری از خسارت‌های بیشتر است.
و پرسش اساسی همچنان باقی است: کسانی که با آتش‌بس مخالفت می‌کنند و بر ادامه جنگ اصرار دارند، دقیقاً چه هدفی را دنبال می‌کنند؟
آن‌ها در ادامه این ویرانی چه می‌بینند که برای مردم عادی قابل مشاهده نیست؟

محمد یوسفی
عضو شورای مرکز حزب نوآوران استان تهران
:::

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *