فرهاد بیاشاد ، عضو شورای مرکزی نوآوران

آنچه در فروش چند دقیقه‌ای یک خودروی ۱۱۰ میلیاردی دیدیم، فقط ابتذال ثروت نبود؛
اعلام رسمی مرگ تولید در اقتصادی است که دلال را بر صدر نشانده و تولیدکننده را به خاک سیاه نشانده است.

وقتی می‌شود با ۴۵ میلیارد تومان در یک ماه ۱۱۰ میلیارد تومان بیرون کشید، یعنی ۶۵ میلیارد تومان سود در ۳۰ روز؛ یعنی ۱۴۴ درصد در یک ماه و حدود ۱۷۳۳ درصد در سال.
اگر دلال در پایان هر ماه، کل سرمایه جدید را دوباره وارد همان چرخه کند و دوباره ۱۴۴.۴ درصد در ماه سود بدست اورد ، برای ۱۲ ماه سال سود دلالی در کشور ما فقط در همین بازار ، حدود ۴/۵ میلیون درصد خواهد بود !!!!!!

با چنین نرخ بازدهی، دیگر نه کارخانه معنا دارد،
نه کارآفرینی،
نه توسعه،
نه رشد اقتصادی.

هرکس هنوز از تولید حرف می‌زند اما این ارقام را می‌بیند و سکوت می‌کند، یا واقعیت اقتصاد را نمی‌فهمد یا خود را به نفهمی زده یا برای رفع تعهد بورسیه تحصیلی شیکاگویی خود ملزم است با سیاستگذاری اقتصاد کشور ، این هزینه را از جیب و سفره و معیشت مردم بپردازد !!!!!!.

ذهنیت تخریب گر بچه های شیکاگو اقتصادی با تدابیری این چنین ، بدترین شکل رانت و سفته‌بازی را در کشور رواج داده اند .
این تدبیر نه رقابت ساخته،
نه شفافیت،
نه انضباط،
نه مالیات‌ستانی مؤثر از سودهای بادآورده.

فقط میدان را برای واسطه‌هایی باز کرده که بدون خلق یک پیچ، بدون ساختن یک کارخانه، بدون ایجاد یک شغل پایدار، ثروت‌های افسانه‌ای جمع می‌کنند. این دیگر اقتصاد بازار نیست؛ این حراج منافع ملی به نفع دلالی است.

نتیجه هم روشن است:
سرمایه از تولید فرار می‌کند،
صنعت تحلیل می‌رود،
طبقه متوسط له می‌شود
و شکاف اجتماعی هر روز عمیق‌تر می‌شود.

بعد همان‌ها که این وضعیت را ساخته‌اند، با چهره‌ای حق‌به‌جانب از لزوم رشد اقتصادی و حمایت از تولید حرف می‌زنند.
کدام حمایت؟
کدام تولید؟

در اقتصادی که سفته‌باز در یک سال ۱۷۳۳ تا ۴/۵ میلیون درصد بازدهی می‌گیرد، دعوت به تولید شبیه دعوت به خودکشی اقتصادی است.

اگر قرار بود این کشور ساخته شود،
باید سودهای بادآورده مهار می‌شد،
باید دلالی پرهزینه می‌شد،
باید تولید مزیت پیدا می‌کرد.

اما آنچه دیده‌ایم دقیقاً برعکس است: سیاست‌هایی که تولید را خفه می‌کند و سفته‌بازی را جایزه می‌دهد.

اسم این ندانستن نیست؛ اگر این همه نشانه را ببینند و باز همین مسیر را ادامه دهند، دیگر باید گفت این یک خطای ساده نیست،
یک ویرانگری مزمن با برنامه است که هزینه‌اش را مردم ایران با فقر، تورم، بیکاری و تباهی آینده می‌پردازند.

این اقتصاد را دشمن بیرونی از پا درنیاورده؛ این اقتصاد را از درون، با تقدیس سودهای بادآورده و تحقیر کار و تولید زمین‌گیر کرده‌اند.

تا وقتی بساط این منطق جمع نشود، هر شعار حمایت از تولید فقط یک دروغ شیک است؛
دروغی که بهایش را کارگر، تولیدکننده و مردم عادی می‌دهند و سودش را دلال و سوداگر می‌برد.

این هزینه رفع تعهد هزینه تحصیل و بورسیه تحصیلی بچه های شیکاگوست که اقتصاد و معیشت و سفره مردم ایران میپردازند

فرهاد بیاشاد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *