حمید یزدانیان ، دبیرکل نوآوران

خبر همکاری عربستان سعودی و ایالات متحده برای تولید پهپاد «SkyWasp» را نباید صرفاً یک پروژه نظامی یا صنعتی تلقی کرد. این خبر نمادی از واقعیتی عمیق‌تر در محیط راهبردی غرب آسیا است؛ واقعیتی که در ادبیات علوم امنیتی از آن با عنوان «تنگنای امنیت» یا «معمای امنیت» یاد می‌شود.

جمهوری اسلامی ایران طی سال‌های اخیر با تکیه بر دانش بومی، نیروی انسانی متخصص و ظرفیت‌های داخلی، پیشرفت‌های چشمگیری در حوزه فناوری پهپادی به دست آورده است. پهپادهای خانواده شاهد به یکی از نمادهای توانمندی دفاعی و فناورانه کشور تبدیل شده‌اند. از نگاه ایران، این دستاوردها در راستای تقویت بازدارندگی و افزایش امنیت ملی تعریف می‌شوند.

اما در محیطی که سطح اعتماد میان بازیگران منطقه‌ای پایین است، هر اقدام دفاعی از سوی یک کشور می‌تواند از جانب دیگران به عنوان تهدید تلقی شود. در نتیجه، کشورهای رقیب نیز برای حفظ موازنه قدرت به دنبال توسعه توانمندی‌های مشابه یا پیشرفته‌تر خواهند رفت. همکاری عربستان با آمریکا برای توسعه نسل جدید پهپادها را می‌توان در همین چارچوب تحلیل کرد.

مشکل اصلی آن است که این روند معمولاً نقطه پایان مشخصی ندارد. یک کشور توان دفاعی خود را افزایش می‌دهد، کشور دیگر واکنش نشان می‌دهد و سپس رقابت وارد مرحله جدیدی می‌شود. در نهایت همه بازیگران هزینه‌های بیشتری پرداخت می‌کنند، اما سطح بی‌اعتمادی و نگرانی‌های امنیتی نیز افزایش می‌یابد.

این همان تنگنای امنیت است؛ وضعیتی که در آن همه طرف‌ها برای دستیابی به امنیت بیشتر تلاش می‌کنند، اما حاصل کار می‌تواند کاهش امنیت جمعی باشد.

از منظر حزب نوآوران، پرسش مهم این است که آیا ملت‌های غرب آسیا باید منابع مالی، انسانی و فناورانه خود را صرف یک رقابت بی‌پایان تسلیحاتی کنند یا بخشی از این ظرفیت عظیم را به سمت توسعه اقتصادی، نوآوری و پیشرفت پایدار هدایت نمایند؟

امروز غرب آسیا با چالش‌های بزرگی همچون بحران آب، فرسایش محیط زیست، بیکاری جوانان، وابستگی اقتصادی، مهاجرت نخبگان، شکاف‌های اجتماعی و عقب‌ماندگی فناوری در بسیاری از صنایع روبه‌رو است. منابعی که صرف رقابت‌های نظامی می‌شود، می‌تواند در مسیر توسعه زیرساخت‌ها، حمایت از شرکت‌های دانش‌بنیان، هوش مصنوعی، انرژی‌های نو، حمل‌ونقل هوشمند، کشاورزی پیشرفته و ارتقای کیفیت زندگی مردم به کار گرفته شود.

بدون تردید، امنیت ملی یک ضرورت انکارناپذیر است و هیچ کشوری نمی‌تواند از تقویت توان بازدارندگی خود چشم‌پوشی کند. اما تجربه جهانی نشان داده است که امنیت پایدار تنها از قدرت نظامی حاصل نمی‌شود؛ بلکه محصول ترکیب هوشمندانه قدرت دفاعی، قدرت اقتصادی، سرمایه اجتماعی، مشروعیت حکمرانی و همکاری‌های منطقه‌ای است.

غرب آسیا امروز بیش از آنکه به مسابقه پهپادها نیاز داشته باشد، به مسابقه نوآوری، تولید ثروت، افزایش بهره‌وری، توسعه فناوری و ارتقای رفاه ملت‌ها نیازمند است. قدرت واقعی کشورها تنها در زرادخانه‌ها شکل نمی‌گیرد؛ بلکه در دانشگاه‌ها، مراکز تحقیقاتی، کارخانه‌های پیشرفته، شرکت‌های فناور، نظام اداری کارآمد و رضایت شهروندان نیز ساخته می‌شود.

شاید زمان آن فرا رسیده باشد که کشورهای غرب آسیا، در کنار حفظ توان دفاعی و بازدارندگی خود، گفت‌وگو درباره «معماری امنیت و توسعه مشترک غرب آسیا» را نیز در دستور کار قرار دهند. آینده این منطقه را صرفاً تعداد پهپادها و موشک‌ها تعیین نخواهد کرد؛ بلکه میزان توانایی دولت‌ها در ایجاد رفاه، امید، پیشرفت و همکاری میان ملت‌ها رقم خواهد زد.

امنیت و توسعه دو روی یک سکه‌اند. هرگاه یکی قربانی دیگری شود، ثبات و پیشرفت پایدار نیز دست‌نیافتنی خواهد شد. هنر حکمرانی در قرن بیست‌ویکم آن است که میان این دو، توازن هوشمندانه برقرار شود.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *