نویسنده: حمید یزدانیان دبیرکل حزب نوآوران

پنجم اردیبهشت ۱۳۵۹ در حافظه سیاسی ایران با حادثه‌ای گره خورده است که نه‌تنها در داخل کشور، بلکه در تحلیل‌ها و خاطرات بسیاری از نویسندگان و تحلیلگران بین‌المللی نیز بازتاب یافته است: شکست عملیات نظامی ایالات متحده در صحرای طبس؛ عملیاتی که در ادبیات نظامی آمریکا با نام «پنجه عقاب» (Operation Eagle Claw) شناخته می‌شود.

این عملیات که با هدف آزادسازی جواسیس آمریکایی در تهران طراحی شده بود، یکی از پیچیده‌ترین طرح‌های نظامی آمریکا در آن دوره به شمار می‌رفت. اما مجموعه‌ای از مشکلات فنی، طوفان شن در صحرای طبس که از آن به عنوان یکی از مصادیق امدادهای غیبی یاد می شود و برخورد یک هلیکوپتر با هواپیمای سوخت‌رسان، باعث شد مأموریت پیش از رسیدن به مرحله اصلی متوقف شود. همین شکست، به سرعت به موضوعی برای تحلیل در میان نویسندگان و پژوهشگران غربی تبدیل شد.

مارک بودن، نویسنده آمریکایی که سال‌ها بعد در کتاب «مهمانان آیت‌الله» (Guests of the Ayatollah) به بحران گروگان‌گیری پرداخت، عملیات طبس را نمونه‌ای از «اعتماد بیش از حد به توان فنی در شرایطی پیچیده و ناشناخته» توصیف می‌کند. او معتقد است برنامه‌ریزی عملیات بر پایه فرض‌هایی انجام شده بود که با واقعیت‌های میدانی ایران همخوانی نداشت.

جیمز کایل، از تحلیلگران مسائل امنیتی آمریکا، نیز در بررسی‌های خود به ضعف هماهنگی میان نیروهای مختلف نظامی در این عملیات اشاره کرده است. به گفته او، شکست طبس بعدها به یکی از دلایل اصلی اصلاح ساختار فرماندهی مشترک نیروهای مسلح آمریکا تبدیل شد؛ اصلاحاتی که در دهه‌های بعد در قالب ایجاد فرماندهی عملیات ویژه آمریکا (SOCOM) نمود یافت.

چارلی بکویث، فرمانده نیروی «دلتا فورس» که در طراحی عملیات نقش داشت، در خاطرات خود با عنوان «Delta Force» از طبس به‌عنوان یکی از تلخ‌ترین تجربه‌های نظامی زندگی‌اش یاد می‌کند. او می‌نویسد که ترکیب شرایط جوی، محدودیت‌های لجستیکی و پیچیدگی مأموریت باعث شد عملیات از همان ابتدا با ریسک‌های فراوانی روبه‌رو باشد.

از سوی دیگر، گری سیک، عضو شورای امنیت ملی آمریکا در دوران ریاست‌جمهوری جیمی کارتر، در کتاب «همه سقوط کردند» (All Fall Down) این حادثه را نقطه عطفی در بحران گروگان‌گیری می‌داند. او معتقد است شکست عملیات نه‌تنها از نظر نظامی، بلکه از نظر سیاسی نیز برای دولت کارتر پیامدهای جدی داشت و بر فضای داخلی آمریکا در آستانه انتخابات ریاست‌جمهوری تأثیر گذاشت.

برخی نویسندگان نظامی غربی نیز از زاویه‌ای متفاوت به این واقعه نگاه کرده‌اند. برای مثال، مورخان نظامی آمریکایی در بررسی‌های بعدی، عملیات طبس را یکی از نمونه‌های کلاسیک «پیچیدگی عملیات مشترک در محیط‌های دوردست» دانسته‌اند؛ تجربه‌ای که بعدها در آموزش نیروهای ویژه آمریکا به‌عنوان یک مطالعه موردی تدریس شد.

به این ترتیب، حادثه طبس تنها یک رویداد تاریخی در تقویم سیاسی ایران نیست؛ بلکه در ادبیات نظامی و سیاسی غرب نیز به‌عنوان نمونه‌ای مهم از شکست یک عملیات پیچیده ثبت شده است. مرور دیدگاه‌های نویسندگان و تحلیلگران بین‌المللی نشان می‌دهد که این واقعه، فراتر از مرزهای جغرافیایی، به موضوعی برای بازاندیشی درباره برنامه‌ریزی نظامی، مدیریت بحران و محدودیت‌های قدرت تبدیل شده است.

جا داشت جمهوری اسلامی ایران طی ۴۵ سال گذشته با ساخت موزه های مختلف و احیای فرودگاه قدیمی منطقه، زمینه بازدید مردم ، نویسندگان ، تاریخ نویسان، سیاسیون و نظامیان و دانشجویان و استادان دانشگاه های نظامی دنیا را فراهم می کرد و ضمن زنده نگهداشتن این رویداد بزرگ ، از محل جذب توریست، درآمدهای قابل توجهی هم کسب می کرد، لکن متاسفانه نه تنها اقدام درخوری صورت نگرفته بلکه رسیدگی لازم به همان مختصر بنای یادبود احداث شده نیز صورت نمی پذیرد.

تهران، ۴ اردیبهشت ماه ۱۴۰۵

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *