فرهاد بیاشاد ، عضو شورای مرکزی نوآوران

 

در کشور ما ،دولت بازار را مدیریت نمیکند
این بازار است که دولت را مدیریت میکند
یک نمونه اش همین داستان نرخ ارز در ایران !!:

تصور کنید در یک کشور واحد، برای یک دلار، دوازده قیمت مختلف وجود دارد

. این همان واقعیت تلخ و عجیب اقتصاد ایران است

؛ جایی که به‌درستی می‌شود گفت ما «یک شهر و هزار نرخ» داریم.
در بازاری که باید شفاف و واحد باشد، هر نهادی و هر گروهی نرخ خودش را دارد،

و هر کسی به فراخور رابطه‌اش با قدرت، دلار را قیمتی دیگر می‌خرد یا می‌فروشد.

بگذارید بدون لفافه شرحش دهیم، در کشورما حداقل ۱۲ نرخ ارز( دلار !!) به شرح زیر وجود دارد :

۱. دلار ترجیحی، مخصوص واردکنندگان خاص؛ مدعی هستند به دارو و نهاده های دامی میدهند

۲. دلار تالار دوم ، مخصوص پتروشیمی‌ها و فولادی‌ها؛ ارزی با نرخ پایین‌تر که صادرکننده را جریمه و واردکننده خاص را پاداش می‌دهد.

.۳. دلار خدماتی، برای سفر و درمان و تحصیل در خارج؛ سهمیه‌ای محدود که بین خریدارانش همیشه صف و تبعیض است.

۴. نرخ سانا، نرخی روی کاغذ برای آرامش روانی بازار؛ میانگین صوری از معاملات صرافی‌ها که بیشتر جنبه تزئینی دارد.

۵. ارز اشخاص، که بین صادرکننده و واردکننده خصوصی توافق می‌شود؛ بازاری غیررسمی اما تأثیرگذار، جایی میان رانت و واقعیت.

۶. حواله درهم در دبی؛ سنگ محک واقعی دلار ایران، جایی که اقتصاد ما از پشت شیشه صرافی‌های بازرگانان دیده می‌شود.

۷. دلار بازار آزاد تهران؛ نرخ خیابان فردوسی، معیار همه قیمت‌ها و آینه بی‌اعتمادی عمومی به وعده‌های رسمی.

۸. دلار هرات، پیشرو جهانیِ بازار ایران؛ هر حرکتش در مرز، چند ساعت بعد در تهران موج می‌سازد.

۹. دلار سلیمانیه؛ نرخ خاص غرب کشور، که هرگاه هرات آرام است، این یکی بازار را گرم می‌کند.

۱۰. تتر یا دلار دیجیتال؛ ارز بی‌مرز نسل جدید که از بانک مرکزی هم فرزتر رشد می‌کند و نرخ فردا را از امروز می‌گوید.

۱۱. دلار طلا و سکه؛ دلاری که در دل قیمت سکه پنهان است، فاش‌کننده انتظارات تورمی و بی‌اعتمادی عمیق به ریال.

۱۲. نرخ تسعیر ترازنامه‌ای بانک‌ها؛ دلاری اداری، ساختگی و بی‌اثر، ابزاری برای زیباتر نشان دادن واقعیت حساب‌ها.

در ظاهر، دولت می‌گوید «بازار ارز را مدیریت می‌کنیم»

، اما در عمل این بازار است که دولت را بازی می‌دهد.

هر نرخ، دنیایی از منافع و نفوذ است و هر عدد، نشانه‌ای از بی‌اعتمادی.

در کشوری که دلارهایش چندقیمتی است،
عدالت جایی ندارد،
شفافیت خنده‌آور است
، و اقتصاد شبیه پازلی می‌شود که هر قطعه‌اش را به سود گروهی خاص بریده‌اند.

در چنین ساختاری، سخن از ثبات ارزی بیشتر به شوخی می‌ماند.

تا زمانی که سیاست‌گذار نخواهد این چندپارگی را جمع کند، ما همچنان در همین یک شهر با هزار نرخ، سرگردان خواهیم ماند

و دلار، معیار واقعی‌اش را نه از دولت،
که از مردم می‌گیرد.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *