به قلم دکتر فرهاد بیاشاد :

عضو شورای مرکزی حزب نوآوران استان تهران

یکی از ریشه‌ای‌ترین مشکلات اقتصاد ایران، برهم‌خوردن توازن میان «فعالیت مولد» و «فعالیت غیرمولد» است. تا زمانی که بازارهای سفته‌بازانه و فرصت‌های سودگیری کوتاه‌مدت بازدهی بالاتری از تولید داشته باشند، انتظار رونق پایدار اقتصادی، تقویت ارزش پول ملی و رشد سرمایه‌گذاری صنعتی، انتظاری واقع‌بینانه نخواهد بود.

اقتصاد، پیش از آنکه مجموعه‌ای از اعداد و شاخص‌ها باشد، نظامی از «انگیزه‌ها»ست. اگر سازوکارها به‌گونه‌ای طراحی شوند که در برخی حوزه‌ها بتوان در مدت زمانی بسیار کوتاه، سودهای قابل توجه و کم‌ریسک به دست آورد، طبیعی است که سرمایه‌ها به همان سمت حرکت کنند؛ حتی اگر نتیجه آن تضعیف تولید و اشتغال باشد.

برای نمونه، اختلاف قیمت طلا در داخل کشور و برخی بازارهای منطقه، می‌تواند یک فرصت آربیتراژی جدی ایجاد کند. بر اساس مقررات موجود، هر ایرانی در هر سفر خارجی مجاز به خروج مقدار معینی طلا (مثلاً ۲۵ گرم) است. اگر فرض کنیم هر گرم طلا در بازار داخلی حدود ۲۱ میلیون تومان معامله شود، فردی با حدود ۵۲۵ میلیون تومان می‌تواند ۲۵ گرم طلا خریداری کند.

حال اگر همین مقدار طلا در بازاری مانند استانبول، با نرخ دلاری بالاتری به فروش برسد (برای مثال حدود ۱۶۷ دلار برای هر گرم)، مجموع ارزش آن به حدود ۴ هزار دلار می‌رسد که با احتساب نرخ ارز، می‌تواند معادل ریالی بالاتری نسبت به سرمایه اولیه ایجاد کند. در چنین سناریویی، اختلاف قیمت می‌تواند سود قابل توجهی در یک بازه زمانی کوتاه ایجاد کند؛ سودی که در برخی موارد از بازده سالانه بسیاری از فعالیت‌های تولیدی بیشتر است.

فارغ از جزئیات عددی، نکته کلیدی روشن است:
وقتی امکان کسب بازدهی چشمگیر در یک فعالیت غیرمولد و کوتاه‌مدت وجود دارد، چرا باید سرمایه‌گذار وارد فرآیند پیچیده، زمان‌بر و پرریسک تولید شود که سود آن شاید کمتر و با عدم‌قطعیت بیشتر همراه باشد؟

در چنین فضایی، پیام ناخواسته‌ای به جامعه مخابره می‌شود:
«سرمایه را به سمت سوداگری ببر، نه تولید.»

پیامد این وضعیت، کاهش انگیزه کارآفرینی، تضعیف سرمایه‌گذاری صنعتی، افزایش تقاضای سفته‌بازانه برای دارایی‌ها و در نهایت فشار بر ارزش پول ملی است. بنابراین اگر به‌دنبال رشد اقتصادی پایدار هستیم، باید ابتدا سازوکارهای انگیزشی اقتصاد را اصلاح کنیم.

راهکارهای کلیدی در این مسیر عبارت‌اند از:

  1. کاهش شکاف‌های قیمتی غیرمنطقی از طریق سیاست ارزی منسجم و شفاف
  2. طراحی نظام مالیاتی هوشمند برای فعالیت‌های غیرمولد و سفته‌بازانه
  3. تسهیل فضای کسب‌وکار و کاهش هزینه‌های تولید
  4. ارائه مشوق‌های هدفمند برای سرمایه‌گذاری در بخش‌های مولد
  5. ارتقای شفافیت اقتصادی و مقابله با رانت‌های ناشی از چندنرخی بودن بازارها

اقتصاد سالم، اقتصادی است که در آن تولید، نوآوری و خلق ارزش، سودآورتر از واسطه‌گری و دلالی باشد. تا زمانی که این نسبت اصلاح نشود، نمی‌توان انتظار داشت سرمایه‌ها به سمت کارخانه‌ها، شرکت‌های دانش‌بنیان و پروژه‌های اشتغال‌آفرین حرکت کنند.

حزب نوآوران بر این باور است که نقطه آغاز اصلاح اقتصاد ایران، اصلاح «انگیزه‌ها»ست. اگر سود پایدار در تولید تعریف شود و فعالیت‌های غیرمولد جذابیت خود را از دست بدهند، آنگاه می‌توان به تقویت ارزش پول ملی، رشد اقتصادی و افزایش رفاه عمومی امیدوار بود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *