به نظر شما اخبار جنگ ۴۰ روزه اخیر نسبت به جنگ ۱۲ روزه از نظر کیفیت چگونه بود؟
به نظر میرسد با طولانیتر شدن و گستردهتر شدن جنگ رمضان نسبت به جنگ ۱۲ روزه، حجم اخبار فیک و جعلی در شبکههای اجتماعی و پیامرسانها نیز افزایش چشمگیری داشت و متاسفانه بعضا رسانههای رسمی نیز تحت تاثیر این اخبار جعلی قرار گرفته و بازنشر میدادند. نکته مثبت این دو بحران بزرگِ سال ۱۴۰۴ برای حوزه رسانه، بالارفتن سطح سواد رسانهای مردم عزیز بود. اگر در جنگ ۱۲ روزه خبر جعلی سقوط جنگنده اف ۳۵ سریع تیتر یک پیامرسانها، شبکههای اجتماعی و رسانههای رسمی میشد، در جنگ ۱۲ روزه، اهالی رسانه اعم از رسمی و غیررسمی با حساسیت بیشتری اخبار را پیگیری و قبل از انتشار تلاش جدیتری برای راستیآزمایی اخبار منتشره می نمودند.
آیا رسانههای رسمی کشور توانستند در انتشار اخبر جنگ موفقتر از پیامرسانها و شبکههای اجتماعی باشند؟
رسانههای رسمی میتوانند کاملا حرفهایتر و موفقتر از شبکههای اجتماعی و پیامرسانها عمل کنند، به شرط آنکه چند اصل کلیدی را رعایت کنند. در شبکههای اجتماعی، سرعت بالاست اما صحت پایین. رسانه رسمی میتواند این مزیت را به روش راهاندازیِ میز خبر سریع با انتشار اولیه کوتاه: «در حال بررسی هستیم…» ایجاد نماید. متاسفانه در این موضوع رسانههای رسمی ما عملکرد مطلوبی نداشتند و به جز شهادت سردار خادمی رئیس سازمان اطلاعات سپاه، خبر شهادت اغلب سران و فرماندهان ارشد با تاخیر چندین ساعته و بعد از اطلاع اکثریت مردم از رسانههای بیگانه، از طریق رسانههای رسمی اعلام گردید. یکی از مزیتهای رسانههای رسمی که شبکههای اجتماعی فاقد آن هستند، ارائه اطلاعات دقیق، قابل استناد و شفاف، استفاده از کارشناسان مستقل و معتبر، ارائه اعداد، نمودارها، منابع و سند برای هر ادعا ، پاسخ به پرسشهای رایج مردم و انتشار «نسخه کوتاه»، «نسخه کامل» و «نسخه کارشناسی» یک خبر میباشد که باعث شفافیت و اعتماد بیشتر مخاطب میشود. شبکههای اجتماعی روایتگری جذاب، انسانی و کوتاه دارند که باعث تقویت جایگاه آنان شده است. رسانه رسمی نیز میتواند با داستانگویی کوتاه، استفاده از قالبهای ساده، ویدئوهای یکدقیقهای، اینفوگرافیک و تمرکز بر ابعاد انسانی و نه با گزارشهای خشک و رسمی، و استفاده از زبان ساده، محاورهای و روان در کنار نسخه رسمی، این جذابیتها را ایجاد نماید که در جنگ رمضان نسبت به جنگ ۱۲ روزه ، رسانههای رسمی عملکرد بهتری از خود نشان دادند. رسانههای رسمی معمولا یکطرفهاند و شبکههای اجتماعی دوسویه. ایجاد اتاق گفتوگوی آنلاین، پاسخگویی سریع به کامنتها (نه حذف یا بیتوجهی) ، راهاندازی بخشی مانند «از ما بپرسید» و … و جمعآوری بازخوردهای هفتگی از مردم، حس مشارکت مردم را بالا برده و آنان را از شبکههای اجتماعی و پیامرسانها به سمت رسانههای رسمی سوق میدهد. به نظر میرسد در این مقوله نیز تجربه جنگ ۱۲ روزه سبب ارتقای عملکرد رسانههای رسمی در جنگ رمضان شد.
آیا اخبار جعلی در بین اخبار جنگ در داخل کشور چشمگیر بود؟
بزرگترین فرصت رسانههای رسمی، تبدیل شدن به مرجع «تشخیص درست از غلط» است. موج اخبار جعلی و فیک نیوزها، کم کم اعتماد مردم را سلب کرده و دنبال رسانههای رسمی هستند که بتواند راستیآزمایی نموده و خبر صحیح را با فکتهای مطمئن در اختیار مخاطب بگذارد لذا راهاندازی بخش راستیآزمایی شایعات و اخبار جعلی در رسانههای رسمی توصیه میشود که خوشبختانه در جنگ رمضان توجه شد، ولی آن قدر اخبار جعلی زیاد بود که بعضا رسانههای رسمی از پاسخ سریع به شایعات قبل از گسترش آنها عقب میماندند.
آیا دروازهبانی خبر ، در اخبار جنگ اخیر مشهودبود؟
پذیرش اشتباهات و انتشار اصلاحیه، پرهیز از یکسویهگویی و اولویت دادن حقایق به نگاه رسمی و محافظهکارانه میتواند اعتبار رسانههای رسمی را افزایش دهد. در جنگ رمضان نیز بعضا شاهد عذرخواهی رسانهها از انتشار خبر ناصحیح بودیم که قابل قدردانی است و میتواند اعتماد عمومی به رسانه رسمی را افزایش دهد. شبکههای اجتماعی سریع محبوب میشوند اما سریع هم بیاعتبار. رسانه رسمی میتواند با ثبات در استانداردها ، احترام به مخاطب و تولید محتوای تخصصی، اعتبار بلندمدت ایجاد کند. ورود رسانههای رسمی به دعواهای سیاسی و جانبداری از جریان و جناح خاص، مانع اصلی در اعتبار بلندمدت رسانههای رسمی است که ان شاءالله با حرفهایتر شدن این رسانهها و استفاده از ظرفیت افراد فراجناحی و ملی مرتفع شود.





