_سعید درویشی
نامزد انتخابات شورای اسلامی شهر تهران از حزب نوآوران
_
تهران هنوز هم شهر آرزوها برای برخیهاست. مزیتهای آن نظیر فراوانی کار، امکانات درمانی و پیشرفتهای شغلی چنان فریبنده است که هر سال جمعی جدید به جمعیت مهاجر این کشورشهر اضافه میشود.
چهره تهران گرچه با آلودگی هوا، آلودگی صوتی، جمعیت سرسامآور، ترافیک، نرخ بالای اجاره خانه و بیگانگی همسایگان با یکدیگر، از زیبایی افتاده اما هیچ یک از اینها تهدیدی برای جان ساکنین آن نیست زیرا تهرانیها بر اثر معاشرت هر روزه با تک تک این مسائل چنان به آنها خو گرفتهاند که جانشان مصونیت پیدا کرده است. اما تکلیف روان چه میشود؟ آیا اعصاب مردم پایتختنشین هم به اندازه جانشان توانایی تحمل بار سختیهای تهران را دارد؟
مطالعات شهرداری تهران در سالهای ۱۳۸۸ و ۱۳۹۰ نشان داد که ۳۴ درصد از ساکنین تهران دارای اختلالات روانی هستند. کمتر از سه سال پیش یعنی در سال ۱۴۰۲، مطالعه دیگری نشان داد که اختلالات سلامت روان در تهران ۳۷ درصد است. چهار اختلال سلامت روان شامل افسردگی، اضطراب، اختلال روانتنی و اختلال عملکرد اجتماعی است که تهرانیها در این موارد دچار مشکل هستند. آیا با این آمار، زندگی کردن در تهران یک امتیاز برای ساکنین آن محسوب میشود؟ حتی اگر به قیمت آسیب به اعصاب و روان آنها تمام شود؟ مسلما جواب منفی است.
ریشهکن کردن کامل اختلالات روانی در تهران شاید ممکن نباشد اما با اجرای چند راهکار میتوان آسودگی نسبی را برای تهرانیها فراهم کرد.
اول؛ اگر امکانات شغلی و رفاهی در شهرستانها به قدری زیاد شود که به همان نسبت مهاجرت بیرویه از شهرستانها را به تهران کم کند، پیشگیری از مهاجرتها به پایتخت، چالشهای روانی زندگی در کشورشهری نظیر تهران را کنترل میکند.
دوم؛ اجرای طرحهایی نظیر شناور کردن ساعت کاری ادارات باید برای همیشه در تهران اجرا شود تا هر تهرانی که اول روز از خانهاش بیرون میآید با جنگ اعصاب ترافیک و تاخیر برای رسیدن به محل کار درگیر نشود.
سوم؛ مشاهدات میدانی نشان میدهد که اتوبوسهای ناوگان اتوبوسرانی تهران در مقابل جمعیت بالای مسافران کم آورده است که این مسئله موجب چالشهایی برای مسافرانی شده است که بعد از ایستگاههای مبدا سوار اتوبوس میشوند زیرا نه جایی برای نشستن دارند و نه میتوانند به دلیل شلوغی داخل اتوبوسها، راحت سرپا بایستند. ازدحام و معطلی مردم در ایستگاهها، بروز درگیری در داخل اتوبوسها به دلیل فشردگی مسافران، درگیریهای لفظی مسافران و راننده، مقدمه بروز اختلالات روانی در ساکنین تهران است که برای نجات یافتن از چاله رانندگی یا تاکسی سواری در ترافیک خیابانها، به چاه سختیهای حمل و نقل عمومی افتادهاند. چاره کار هم اختصاص بودجه مناسب برای افزایش اتوبوسهای خطوط مختلف است.
بنابراین تهران برای اینکه در واقعیت نیز شهری شاداب و دوستداشتنی شود و مردمانش از افسردگی بیرون آیند بیشتر از گذشته نیازمند فکرهای بکر برای مدیریت شهر است.





