در سالهای اخیر و بهویژه همزمان با تحولات اجتماعی و سیاسی داخل کشور، شاهد افزایش تجمعات و فعالیتهای سیاسی بخشی از ایرانیان مقیم خارج بودهایم. جمعیتی حدود ۴ تا ۵ میلیون نفر که در نقاط مختلف جهان زندگی میکنند و از نظر سطح تحصیلات، توان اقتصادی و شبکههای ارتباطی، یکی از اثرگذارترین دیاسپوراهای منطقه محسوب میشوند.
واقعیت آن است که جامعه ایرانیان خارج از کشور یکدست نیست؛ در میان آنان طیفی گسترده از دانشجویان، کارآفرینان، متخصصان، هنرمندان، خانوادهها و حتی نسلهای دوم و سوم مهاجر حضور دارند. بسیاری از آنان دغدغه ایران را دارند، حتی اگر منتقد وضع موجود باشند. از اینرو، مواجهه با این جامعه باید مبتنی بر عقلانیت، کرامت انسانی و نگاه فرصتمحور باشد، نه صرفاً امنیتی.
۱. تفکیک منتقد از معاند؛ گام نخست اعتمادسازی
یکی از پیشنیازهای بازسازی رابطه با دیاسپورا، به رسمیت شناختن حق نقد است. هر انتقادی الزاماً به معنای براندازی نیست. ادبیات رسمی و رسانهای کشور باید از کلیگویی و برچسبزنی پرهیز کند. تجربه کشورهایی مانند ترکیه نشان میدهد حتی در شرایط تنش سیاسی، حفظ ارتباط فعال با دیاسپورا ممکن و مفید است.
۲. امنیت حقوقی و تسهیل رفتوآمد
بخش مهمی از نگرانی ایرانیان خارج، ابهام در وضعیت حقوقی هنگام ورود به کشور است. ایجاد سازوکار شفاف پیشاستعلام، تعیین تکلیف پروندههای قدیمی، و اعلام سیاستهای روشن درباره عفو یا تسهیل بازگشت کوتاهمدت میتواند اعتماد را افزایش دهد. امنیت حقوقی، مهمترین مطالبه این جامعه است.
۳. اصلاح خدمات کنسولی و اداری
بخش قابل توجهی از نارضایتیها سیاسی نیست، بلکه اداری است؛ از کندی خدمات کنسولی تا هزینههای بالا و پیچیدگی فرآیندها. دیجیتالیسازی کامل خدمات، ایجاد «پنجره واحد ایرانیان خارج» و پاسخگویی شفاف میتواند بخشی از فاصلهها را کاهش دهد.
۴. مشارکت اقتصادی واقعی، نه دعوت شعاری
دیاسپورای ایرانی ظرفیت بالایی در سرمایهگذاری، انتقال فناوری و شبکهسازی بینالمللی دارد. کشورهایی مانند چین و هند با طراحی سیاستهای تضمین حقوق مالکیت، مشوقهای مالیاتی و چارچوبهای داوری بینالمللی، توانستهاند از ظرفیت مهاجران خود بهعنوان موتور توسعه بهره ببرند.
در ایران نیز بدون تضمین حقوق سرمایه، امکان انتقال آزاد سود، و ثبات مقررات، انتظار مشارکت گسترده واقعبینانه نیست.
۵. اصلاحات داخلی؛ شرط بنیادین
باید صریح بود: ریشه اصلی گرایش بخشی از ایرانیان خارج به اپوزیسیون، مشکلات داخلی است؛ از اقتصاد و فساد تا محدودیتهای اجتماعی و احساس تبعیض. هر میزان اصلاح ملموس در داخل کشور، مستقیم بر نگرش دیاسپورا اثر میگذارد. سیاست خارجی نرم بدون اصلاح داخلی، اثر محدودی خواهد داشت.
۶. ایجاد سازوکار گفتوگوی نهادمند
پیشنهاد میشود نهادی مشورتی با حضور نمایندگان منتخب ایرانیان خارج شکل گیرد تا ارتباطی مستمر، شفاف و غیرتشریفاتی میان حاکمیت و دیاسپورا برقرار شود. گفتوگوی سازمانیافته جایگزین سوءتفاهمهای رسانهای خواهد شد.
دیاسپورای ایرانی نه تهدیدی ذاتی، بلکه ظرفیتی ملی است. راهبرد جذب دلها نه در تقابل، بلکه در اعتمادسازی، امنیت حقوقی، احترام متقابل و اصلاحات واقعی نهفته است. اگر ایرانیان خارج احساس کنند کرامتشان محفوظ است و مشارکتشان در آینده کشور ممکن و مؤثر است، فاصلهها کاهش خواهد یافت.
حزب نوآوران استان تهران بر این باور است که نگاه ملی و فراگیر به ایرانیان خارج از کشور، میتواند به جای تشدید شکافها، به تقویت سرمایه اجتماعی و توسعه ایران منجر شود.





