فرهاد بیاشاد _عضوشورای مرکزی حزب نوآوران

در میان داروهایی که نامشان کمتر به گوش مردم عادی می‌رسد، دارویی هست به نام  :داسپتون!!!!!.

دارویی که برای بیماران مبتلا به پارکینسون تجویز می‌شود؛ برای آن‌ها که دستشان می‌لرزد، حرکتشان کند می‌شود و زندگی روزمره برایشان گاهی به کاری دشوار بدل می‌گردد.

تا همین چهل روز پیش، قیمت این دارو حدود پنجاه میلیون تومان بود. بیمار، با وجود پوشش بیمه، پنج میلیون تومان از آن را می‌پرداخت و باقی را بیمه تقبل می‌کرد. داستانی که در نظام دارویی کشور کم‌وبیش آشناست.

اما امروز همان بیمار، وقتی به داروخانه ۱۳ آبان در خیابان کریمخان مراجعه می‌کند، با خبری روبه‌رو می‌شود که باورش آسان نیست. قیمت دارو چنان تغییر کرده که سهم پرداختی بیمار — با وجود همان پوشش بیمه — به حدود سیصد میلیون تومان رسیده است.

این تنها یک عدد نیست؛ پشت آن بیماری ایستاده که دارو برایش یک انتخاب لوکس نیست، بخشی از ادامه زندگی است.

بیش از دو سال پیش طرحی برای اصلاح شیوه بودجه‌نویسی و بودجه‌ریزی در حوزه سلامت ارائه شده بود؛ طرحی که هدفش بازنگری در سازوکار تأمین هزینه‌های دارو و درمان بود. طرحی که اگر مجال اجرا می‌یافت، قرار بود هزینه‌های درمانی شکل دیگری پیدا کند و فشار از دوش بیماران کمتر شود.

اما سرنوشت بسیاری از طرح‌ها در این سرزمین، گاه چنین است:
گاهی شنیده نمی‌شوند،
گاهی شنیده می‌شوند اما جدی گرفته نمی‌شوند،
و گاهی هم جدی گرفته می‌شوند اما در گذر روزها و پرونده‌ها به فراموشی سپرده می‌شوند.

و زندگی، بی‌آنکه منتظر بماند، راه خود را می‌رود؛
بیمار به داروخانه می‌رود، نسخه در دست، و با عددی روبه‌رو می‌شود که تا دیروز حتی تصورش هم دشوار بود.

بیش از ۲ سال است !!!طرح اصلاح بودجه نویسی و بودجه ریزی وزارت بهداشت را تقدیم کرده ام.

طرحی که با اجرای ان کل دارو و درمان برای تمام ایرانیان رایگان شده و هم زمان کسر بودجه دولت صفر میشود و همزمان تورم ۵۰ درصدی به ۱۲ درصد تقلیل میابد و همزمان به حقوق بگیران با پایه حقوق ۲۰ میلیون تومانی ماهانه ۳ میلیون و دویست هزارتومان قدرت خرید اضافی تزریق میشود
توجهی نشد.

بماند به یادگار

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *