مسئله آلودگی پلاستیک، تفکیک پسماند و حفاظت از محیطزیست در کلانشهری مانند تهران صرفاً یک موضوع فنی نیست؛ بلکه بیش از هر چیز یک مسئله فرهنگی و اجتماعی است. با وجود آنکه در ساختار شهرداری تهران «معاونت خدمات شهری و محیط زیست» و مجموعههای وابستهای مانند سازمان مدیریت پسماند وجود دارد، اما در حوزه فرهنگسازی عمومی برای کاهش مصرف پلاستیک و ترویج بازیافت، عملکرد این نهادها چندان اثرگذار نبوده است.
یکی از دلایل اصلی این ضعف، نگاه پروژهمحور و مقطعی به فرهنگسازی است. بسیاری از برنامههای آموزشی شهرداری در قالب کمپینهای کوتاهمدت، همایشها یا تبلیغات مناسبتی اجرا میشود؛ اقداماتی که معمولاً استمرار ندارند و به تغییر رفتار پایدار در شهروندان منجر نمیشوند. فرهنگسازی در حوزه محیطزیست نیازمند برنامههای بلندمدت و پیوسته است؛ برنامههایی که از مدارس، محلات و رسانههای شهری آغاز شده و به تدریج به بخشی از سبک زندگی شهروندان تبدیل شود.
دلیل دیگر، کمرنگ بودن ارتباط مستقیم با جامعه محلی است. در بسیاری از محلههای تهران، شهروندان هنوز آموزش عملی و ملموسی درباره تفکیک زباله از مبدا یا کاهش مصرف پلاستیک دریافت نکردهاند. آموزشها اغلب کلی و تبلیغاتی است و کمتر به زبان ساده و کاربردی به مردم ارائه میشود. همچنین ظرفیت نهادهای مردمی، سمنها و گروههای داوطلب محیطزیستی نیز بهدرستی در برنامههای شهرداری به کار گرفته نشده است.
مشکل سوم، نبود مشوقهای اقتصادی و سازوکارهای تشویقی است. تجربه بسیاری از شهرهای جهان نشان میدهد که فرهنگسازی تنها با شعار و تبلیغ پیش نمیرود. زمانی که شهروندان منفعت ملموسی از رفتارهای محیطزیستی ببینند، مشارکت آنان افزایش مییابد. در تهران اما هنوز نظام مشخصی برای پاداش دادن به شهروندانی که زباله را تفکیک میکنند یا مصرف پلاستیک را کاهش میدهند وجود ندارد.
از سوی دیگر، تضاد در سیاستها نیز به اعتماد عمومی لطمه میزند. وقتی در بسیاری از فروشگاهها و مراکز خرید هنوز استفاده گسترده از کیسههای پلاستیکی رایج است یا زیرساختهای تفکیک پسماند بهطور کامل فراهم نیست، طبیعی است که پیامهای فرهنگی شهرداری اثرگذاری لازم را نداشته باشد. فرهنگسازی زمانی موفق است که با سیاستگذاری و زیرساخت مناسب همراه باشد.
برای بهبود وضعیت، چند راهکار قابل طرح است. نخست، طراحی یک برنامه جامع و بلندمدت فرهنگسازی محیطزیستی است که حداقل برای یک دهه برنامهریزی شده باشد و در آن آموزش در مدارس، رسانههای شهری، حملونقل عمومی و فضای مجازی بهصورت هماهنگ دنبال شود. دوم، فعال کردن ظرفیت سراهای محله و مدارس به عنوان پایگاههای اصلی آموزش تفکیک پسماند و کاهش مصرف پلاستیک است؛ جایی که شهروندان بتوانند آموزش عملی و مستمر دریافت کنند.
سوم، ایجاد مشوقهای اقتصادی و اجتماعی برای شهروندان است؛ برای مثال ارائه تخفیف در عوارض شهری، امتیازهای خدماتی یا طرحهای تشویقی برای خانوادههایی که در تفکیک پسماند مشارکت میکنند. چهارم، همکاری گستردهتر با سازمانهای مردمنهاد و فعالان محیطزیست که میتوانند بازوی اجتماعی شهرداری در فرهنگسازی باشند.
در نهایت، باید پذیرفت که فرهنگسازی محیطزیستی فرآیندی زمانبر اما حیاتی برای آینده شهر تهران است. اگر شهرداری بخواهد در این حوزه موفق باشد، لازم است از رویکردهای کوتاهمدت و تبلیغاتی فاصله گرفته و با برنامهریزی علمی، مشارکت مردمی و ایجاد مشوقهای واقعی، تغییر رفتار پایدار در جامعه شهری ایجاد کند.
*سید امیر یکه سادات*





