حمید یزدانیان دبیرکل نوآوران

مدیریت هیجانات بخشی جدایی‌ناپذیر از رفتار انسانی و ضرورتی اساسی در هر سطحی از تصمیم‌گیری است؛ چه در یک سازمان کوچک و چه در عرصه‌ی پیچیده و حساس حکمرانی. احساسات را نمی‌توان حذف کرد، اما می‌توان آن‌ها را شناخت، هدایت و در مسیر تصمیم‌سازی عقلانی به‌کار گرفت. تفاوت میان حکمرانی کارآمد و ناکارآمد یا مدیریت خوب و بد، به میزان زیادی از همین نقطه آغاز می‌شود.

در سطح حکمرانی، اهمیت مدیریت هیجانات به‌مراتب بیشتر از سطح مدیریت سازمانی است؛ زیرا تصمیم‌ها نه فقط بر تعداد محدودی از افراد، بلکه بر زندگی میلیون‌ها نفر تأثیر می‌گذارد. تصمیم‌هایی که تحت تأثیر هیجانات یا فضای ملتهب افکار عمومی اتخاذ شوند، احتمال خطاهای راهبردی را افزایش می‌دهند. در بحران‌ها، جامعه ممکن است به سمت راه‌حل‌های فوری و ساده سوق پیدا کند، اما واقعیت این است که مسائل حکمرانی معمولاً پیچیده، چندبعدی و نیازمند تحلیل‌های عمیق هستند.

اگر هیجان بر فضای عمومی جامعه غلبه کند، پیامدهایی چون کاهش تحمل اجتماعی در برابر تصمیم‌های سخت، تقویت دوگانه‌سازی‌های اجتماعی، ضعف گفت‌وگوی منطقی و حذف تحلیل‌های کارشناسی بروز می‌کند. در این فضا، فشار افکار عمومی می‌تواند سیاست‌گذاری را از مسیر عقلانی منحرف و تابع موج‌های گذرا کند؛ موج‌هایی که پایدار نیستند، اما می‌توانند سیاست‌ها را بی‌ثبات و اعتماد عمومی را فرسوده کنند.

اما خطر بزرگ‌تر زمانی است که خودِ حکمرانان (آگاهانه یا ناآگاهانه) جامعه را به سمت هیجان سوق دهند. گاهی این کار برای کسب حمایت کوتاه‌مدت یا مدیریت یک وضعیت دشوار انجام می‌شود. اما استفاده از هیجان به‌جای عقلانیت، در بلندمدت پیامدهای سنگینی به همراه دارد. جامعه‌ای که بیشتر بر پایه‌ی احساس هدایت شود، به تدریج قدرت تحلیل را از دست می‌دهد و به واکنش‌های سریع عادت می‌کند. پس از فروکش کردن موج‌های احساسی، احساس سرخوردگی و بی‌اعتمادی جایگزین می‌شود و این امر سرمایه اجتماعی را تضعیف می‌کند. حکمرانی‌ای که بر هیجان تکیه کند، ثبات و پایداری لازم را از دست می‌دهد و در چرخه‌ای از واکنش‌گرایی گرفتار می‌شود.

در نهایت، مدیریت هیجانات چه در سازمان‌ها و چه در سطح حکمرانی به معنای نادیده گرفتن احساسات و هیجانات نیست، بلکه به معنای برقراری تعادل میان فهم عواطف انسانی و پایبندی به عقل و تحلیل است. چنین تعادلی، اساس شکل‌گیری تصمیم‌های پایدار، خردمندانه و انسانی است؛ تصمیم‌هایی که نه از سر ترس، خشم یا هیجان، بلکه بر پایه‌ی درک عمیق‌تر واقعیت‌ها اتخاذ می‌شوند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *