غریبه‌ای در بغداد – سفری در دل تاریخ و خیال

✍🏻یادداشتی از: اسحاق توماج

در میان قفسه‌ی کتابخانه‌ام، کتابی تازه و درخشان به چشمم خورد که چند ماه پیش از نمایشگاه کتاب خریده بودم اما هنوز فرصتی برای خواندنش پیدا نکرده بودم. جلد آن با طراحی خاص و رنگ ملایم، انگار منتظر بود تا دستم آن را بردارد و به دنیای درونش سفر کند. وقتی کتاب را برداشتم، نام نویسنده‌اش؛ حسین سلیمان‌پور، مرا به یاد رمان محبوب «بامداد» انداخت که پیش‌تر خوانده بودم و از قلم روان و قدرت روایتش لذت برده بودم.

این کتاب جدید با نام «غریبه‌ای در بغداد» رمانی تاریخی اسلامی است که در همان مسیر داستان‌گویی پرکشش و دقیق نوشته شده است. از همان نخستین صفحات، سبک ساده و جذاب آن مرا به دل داستانی کشاند که سرشار از وقایع دردناک و در عین حال پر از امید و ایمان بود.

این رمان، مرا به یاد نخستین رمانی که در ایام نوجوانی خوانده بودم انداخت. رمان «داستان مجاهد» از نسیم حجازی؛ کتابی که با ترجمه بی‌نظیر استاد عبدالاحد حنفی به دنیای من وارد شد و دریچه‌ای از تاریخ و ارزش‌های اسلامی را گشود. نسیم حجازی به عنوان یکی از نامدارترین نویسندگان رمان تاریخی در ادبیات اردو، سبک خاصی دارد که با ترکیب پژوهش تاریخی و قصه‌پردازی هنرمندانه، قهرمانانی خلق می‌کرد که نماد شجاعت، ایمان و اخلاق بودند. این قهرمانان، گرچه بعضاً خیالی، اما در بستر وقایع واقعی و در کنار شخصیت‌های تاریخی مشهور حرکت می‌کردند و این ترکیب داستان را هم واقعی و هم پرهیجان می‌کرد.

اما نکته برجسته «غریبه‌ای در بغداد» آن است که از اغراق‌ها و بزرگ‌نمایی‌های معمول در بسیاری از رمان‌ها فاصله گرفته است. این کتاب با نثری صادقانه و بی‌تکلف، پنجره‌ای به واقعیت‌های تاریخی می‌گشاید که خواننده احساس می‌کند در دل آن زمان و مکان حضور دارد. کتاب از غلو و هیجان‌سازی‌های بی‌مورد پرهیز کرده و همین نکته باعث شده داستان به واقعیت نزدیک‌تر باشد و تاثیرگذارتر به نظر برسد. این صداقت روایت، ارزش بی‌نظیری به اثر بخشیده و فهم وقایع تاریخی را آسان کرده است.

داستان رمان در دوران هجوم ویرانگر مغول به نیشابور آغاز می‌شود، زمانی که سرزمین‌های اسلامی با خشونت بی‌سابقه‌ای روبرو بودند. محور اصلی روایت، خانواده‌ای شامل عزالدین، همسرش عایشه و دو فرزندشان زعیم و فاتح است که در دل این آشوب و ویرانی‌ها، با رنج و ناامیدی دست و پنجه نرم می‌کنند و اتفاقات رقت‌انگیزی در انتظارشان نشسته است. نویسنده بی‌پروا، و با نگاهی دقیق و موشکافانه، صحنه‌های هولناک کشتار و ویرانی را توصیف می‌کند؛ آوارگی مردمان، سوختن شهرها، و اندوهی که از دل تاریخ تا امروز امتداد یافته است. این روایت به طرز شگفت‌آوری، تصویری آشنا می‌سازد؛ انگار که برگرفته از رویدادهای روزگار ماست، گویی از کوچه‌ها و خانه‌های غزه سخن می‌گوید.

در این میان، شخصیت‌های گوناگونی نیز به داستان جان می‌بخشند؛ هر یک نمایانگر گوشه‌ای از واقعیت‌های تاریخی، فرهنگی و فکری زمانه‌اند. از آنها برای شرح تحلیل‌های عمیق تاریخی، پاسخ به سوالات و شبهات فکری و انتقال درس‌های اخلاقی بهره گرفته شده است. این ساختار چندلایه و چندصدایی، رمان را از یک داستان صرف به گفتگویی زنده و پویای تاریخی تبدیل کرده است.

یکی از وجوه مهم و قابل تأمل در رمان «غریبه‌ای در بغداد»، نگاه نویسنده به چرایی و علل حمله ویرانگر مغول‌ها به سرزمین‌های اسلامی است. در روایت ماجرا، برخلاف بسیاری از روایت‌های صرفاً تاریخی که حمله مغول را حادثه‌ای اجتناب‌ناپذیر و صرفاً محصول نیروهای خارجی می‌دانند، با دقت و ظرافت به نقش تحریک اولیه سلطان محمد خوارزمشاه اشاره شده که با سیاست‌های اشتباه و تحریک‌گری خود، عملاً زمینه را برای حمله مغول فراهم کرد.

اما علت اصلی شکست مسلمانان در جبهه‌های مختلف، نه صرفاً به قدرت مغول، بلکه به ضعف اتحاد، اختلافات داخلی و بی‌کفایتی حاکمان آن دوران نسبت داده شده است. این حاکمان که باید با وحدت و تدبیر، امنیت و یکپارچگی سرزمین اسلامی را حفظ می‌کردند، گرفتار نزاع‌های داخلی، فساد و کم‌توجهی به مسئولیت‌هایشان شده بودند. این شرایط، مقاومت مؤثر در برابر حمله مغول را به شدت تضعیف کرد و زمینه سقوط و ویرانی گسترده را فراهم آورد.

این نگاه تحلیلی، بیش از آنکه صرفاً یادآور وقایع تاریخی باشد، نوعی نقد اجتماعی و سیاسی است که با ظرافت تاریخ را آینه‌ی امروز قرار می‌دهد. چراکه وضعیت امروز بسیاری از کشورهای مسلمان، شباهت عجیبی به آن دوران دارد؛ جایی که ضعف و فساد حاکمان، ناتوانی در حفظ وحدت و عدم توجه به خواسته‌های جامعه، زمینه‌ساز بحران‌ها و ناامنی‌های عمیقی شده است.

اگر امروز نگاه کنیم، می‌بینیم که در مناطقی مانند غزه، سوریه، لبنان و برخی کشورهای دیگر، نه فقط نیروهای خارجی و شرایط ژئوپولیتیکی بلکه ناکارآمدی، فساد و اختلافات حکام مسلمان نیز به پیچیدگی بحران‌ها دامن زده‌اند. این واقعیت تلخ باعث شده مردم عادی، همانند وقایع مذکور، هزینه سنگینی بابت اشتباهات و بی‌کفایتی‌های حاکمان بپردازند؛ هزینه‌ای که شامل جان، خانه، امنیت و امیدشان می‌شود.

از سوی دیگر، اگر جهان اسلام می‌توانست اختلافات و نزاع‌های درونی را کنار بگذارد و با بازیابی غیرت و حمیت اسلامی در برابر تهدیدات دشمنان اسلام متحد شود، قطعاً امروز شاهد چنین تراژدی‌هایی در غزه و سایر نقاط نبودیم. وحدت و همبستگی، تنها راه عبور از بحران‌های پیچیده و حفظ امنیت و آرامش ملت‌ها است.

بنابراین، روایت استاد سلیمان‌پور در «غریبه‌ای در بغداد» بیش از یک داستان تاریخی، هشداری است به ما که تاریخ را مطالعه کنیم، ضعف‌ها را ببینیم و از آنها عبرت بگیریم. بدون اصلاح بنیادین در ساختار حکمرانی، بدون وحدت و توجه به آرمان‌های اسلام، احتمال تکرار فجایع تاریخی همواره وجود دارد. این پیام رمان به شدت برای خوانندگان امروز معنا دارد و اهمیت کتاب را دوچندان می‌کند.

در شرایط امروز که جامعه فارسی‌زبان بیش از هر زمان به بازشناسی هویت تاریخی و دینی خود نیاز دارد، آثاری مانند «غریبه‌ای در بغداد» می‌توانند نقش مهمی ایفا کنند. هرچند در زبان فارسی، رمان‌های ادبی و ارزشمند کم نیست، اما آثاری که به‌طور جدی به معرفی هویت دینی ما بپردازند، بسیار اندک‌اند. این کتاب‌ها پلی میان گذشته و حال می‌سازند و به خوانندگان کمک می‌کنند تا تاریخ و فرهنگ اسلامی خود را به شکل واقعی، بدون تحریف یا اغراق، درک کنند. در دنیایی که بسیاری از روایت‌ها با نگاه‌های سیاسی یا غیر واقعی آمیخته شده، چنین کتاب‌هایی به ویژه ارزشمند هستند چرا که نه تنها دانش تاریخی را افزایش می‌دهند، بلکه حس تعلق و افتخار به میراث اسلامی را نیز زنده نگه می‌دارند.

در پایان، لازم است از استاد حسین سلیمان‌پور، نویسنده‌ی متعهد و توانا، صمیمانه تشکر کنم. ایشان با قلمی رسا و با اعتقادی عمیق به ارزش‌های تاریخی و دینی، راهی نو در ادبیات رمان تاریخی اسلامی گشوده است. امید که این مسیر پرنور ادامه یابد و شاهد آثار بیشتری باشیم که هم دل‌های خوانندگان را تسخیر کنند و هم ما را در شناخت بهتر تاریخ و فرهنگ اسلامی یاری رسانند. تشویق چنین تلاش‌هایی، پاسداری از فرهنگ، ایمان و هویت ماست و روشنایی‌بخشی به فردای ما.